و بعضى ديگر نيز كه نتوانستهاند حديث غدير خم را به علت متواتر بودنش انكار كنند ناچار آن را تأويل و توجيه نمودهاند ، چنانچه در محاجّهء مأمون با علماى عامه گذشت كه اسحاق در پاسخ مأمون گفت : كه مراد از حديث « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » اين است كه على دوست زيد بن حارثه است ، غافل از اين كه زيد بن حارثه در سال حجة الوداع اصلا زنده نبوده است .
( 1 ) و گروهى ديگر نيز بدين گونه آن را انكار كردهاند كه گفتهاند : على - عليه السلام - در آن موقع ( حجة الوداع ) در يمن بوده است . چنانچه حموى در « معجم الادباء » « 1 » در شرح حال طبرى در شرح مؤلفات او آورده : يكى كتاب فضائل على بن أبي طالب است كه در اول آن دربارهء صحت و صدق اخبار غدير خم به تفصيل سخن گفته - تا اين كه مىگويد - و سبب تأليف اين كتاب اين بوده كه يكى از مشايخ بغداد حديث غدير خم را انكار نموده و گفته بود كه على بن أبي طالب در آن هنگام ( حجة الوداع ) در يمن بوده است . و همين گوينده قصيدهاى سروده كه در آن به كليه منازل و بلدان و اماكن اشاره نموده و پيرامون هر كدام شرحى آورده ، تا اين كه به غدير خم رسيده و واقعهء تاريخى آن را تكذيب نموده و چنين گفته :
ثمّ مررنا بغدير خم * كم قائل فيه به زور جمّ
على علىّ و النبى الامّى
« و آنگاه به غدير خم گذشتيم چه افراد زيادى كه در آن باره به پيامبر و على افتراء بستهاند » .
و طبرى اين قصيده را شنيده و كتاب نامبرده را در ردّ او و بيان طرق حديث غدير خم نگاشته است . و مردم از كتابش استقبال نموده به استماع آن مىپرداختند .
مؤلف : آيا براستى گويندهء آن قصيده در غدير خم حضور داشته و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را در آنجا تنها ديده و سراغ على را از او گرفته و پيغمبر به او فرموده :
على در يمن است ؟ ! و چرا اين گوينده كه خودش در آن زمان نبوده به تاريخ كه
هامش
( 1 ) - معجم الادباء ، ج 17 ، ص 84 .