بهترين گواه بر حوادث و پديدههاى گذشته است مراجعه نكرده تا بداند كه رسول خدا پيش از حركتش به مكه ، على را به نجران يمن به منظور اخذ صدقاتش فرستاده و بعد على - عليه السلام - در مكه به آن حضرت ملحق شده است .
و گويا انگيزهء واقعى اين منكر ، اين بوده كه خواسته به جز انكار غدير خم ساير فضائلى را كه براى على - عليه السلام - در آن سفر به وقوع پيوسته نيز انكار نمايد ؛ مانند شركت دادن رسول خدا ، آن حضرت را در قربانى خود و اين كه حج او مانند حج رسول خدا ؛ حج « قران » بوده و همچنين وصف نمودن رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - او را به تصلّب و قاطعيت در اجراى احكام الهى .
( 1 ) چنانچه طبرى در تاريخش آورده : رسول خدا در سال دهم از هجرت على بن أبي طالب را به منظور اخذ صدقات و جزيهء نجران يمن ، بدان سامان گسيل داشت ، و خود آن وجود مبارك ، پنج روز مانده به آخر ماه ذى القعده براى انجام حج از مدينه به طرف مكه حركت نمود تا اين كه به « سرف » رسيد - در حالى كه قربانى خود را نيز به همراه داشت - پس به آنان كه قربانى همراه نداشتند فرمود : تا محلّ شده حج خود را به عمره مبدل كنند ، و آنگاه على - عليه السلام - در مكه به رسول خدا پيوست و پس از دادن گزارش سفر خود به رسول خدا ، آن حضرت به او فرمودند : تو نيز مانند ديگران طواف نموده از احرام بيرون شو ! على - عليه السلام - عرضه داشت كه : من در موقع احرام بستن چنين نيت كردهام : « خدايا من احرام مىبندم آن گونه كه بنده و رسول تو احرام بسته است » .
پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - به او فرمود : آيا قربانى به همراه آوردهاى ؟
امير المؤمنين گفت : نه ، پس رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - او را در قربانى خود شريك نمود و مناسك حج را با همديگر انجام داده و رسول خدا شتر قربانيش را از طرف خود و امير المؤمنين - عليه السلام - نحر نمود « 1 » .
و نيز آورده : هنگامى كه على - عليه السلام - از يمن به جانب مكّه حركت
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 401 .