تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
هم توجهى ننمود و در پاسخ وى گفت : اگر كسى به مخالفت برخيزد او را سركوب خواهم نمود . قاضى يوسف به او گفت : پس با علويين چه مىكنى كه اينك از اطراف بر عليه تو شوريده‌اند و آنگاه كه مردم چيزى از فضائل اهل بيت بشنوند به آنان روى آورده حكومت تو متزلزل خواهد شد ؟ پس اين نكته در نظر معتضد مهم آمده به همين جهت از آن كار صرفنظر نمود » « 1 » . ( 1 ) مؤلف : چگونه مىشود كه عامّه و پيروان سنّت شيخين درگذشته در طول هشتاد سال سبّ امير المؤمنين - عليه السلام - را - كه از حيث علم و عمل همچون رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بوده و پيغمبر به او فرموده : « حربك حربى و سبّك سبّى » - بر روى منابر مىشنيده و هيچ گونه عكس العملى از خود نشان نمىداده‌اند ، امّا اگر بشنوند كه معاويه كه از ابو جهل هم بدتر بوده سبّ مىشود شورش به پا مىكنند ؟ ! با اين كه معتضد و پيش از او مأمون - معتضد تنها مجموعه‌اى را كه مأمون گردآورى كرده بود از خزانه خارج ساخت - تنها كارى كه انجام داده بودند اين كه ، رواياتى را كه مشتمل بر لعن رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بر معاويه بود به نقل از طريق عامّه ، جمع‌آورى نموده بودند . مسعودى در « مروج الذهب » در شرح حال معتضد آورده : « هنگامى كه معتضد در زندان پدرش بود خواب ديد پيرمردى در كنار دجله نشسته دستش را به جانب دجله دراز نموده آب دجله در دستش قرار مىگرفت بطورى كه دجله خشك مىشد و سپس آن را رها نموده دجله به حال اول برمىگشت . معتضد مىگويد از نام او پرسيدم ، گفتند : اين على بن أبي طالب - عليه السلام - است ، پس من برخاسته به نزد او رفته بر او سلام كردم ، در اين موقع به من فرمود : اى احمد ! خلافت به تو خواهد رسيد زنهار متعرّض فرزندانم نشوى و آنان را آزار ندهى . گفتم : سمعا و طاعة يا امير المؤمنين ! . مسعودى آورده : به همين سبب معتضد - پس از به خلافت رسيدنش - در حق آل
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 443 .