أبي طالب نيكى نموده آنان را مقرب خود گرداند ، و هنگامى كه محمد بن زيد از طبرستان مالى به بغداد فرستاد تا بطور پنهانى بر آل ابى طالب پخش شود ، معتضد فرستاده را طلبيد و به او گفت : چرا پنهانى ؟ آن را آشكار كن « 1 » .
65 - عمر و مسألهء عول
( 1 ) شيخ كلينى ( ره ) در « كافى » به اسنادش از زهرى از عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبه نقل كرده كه مىگويد : با ابن عباس مذاكره و گفتگو مىكردم ، سخن از سهام ورثه به ميان آمد ، ابن عباس گفت : « سبحان اللّه العظيم ! » آيا ممكن است خدايى كه از شمارهء تودههاى شن بيابانها آگاهى دارد در ميان مالى دو نصف و يك ثلث قرار دهد ؛ زيرا آن دو نصف تمام مال را فرا مىگيرد . پس جاى 3 / 1 كجا خواهد بود ؟ !
زفر بن اوس به ابن عباس گفت : نخستين كسى كه در سهام ورثه « عول » « 2 » به وجود آورده چه كسى بوده ؟
ابن عباس : عمر بن الخطاب ، هنگامى كه سهام ورثه بر او پيچيده مىشد مىگفت : به خدا سوگند نمىدانم كداميك از شما را خدا مقدم نموده ( تا چيزى از او كم نشود ) و كدام را مؤخّر ( تا از او كم شود ) . و چارهاى جز اين ندارم كه از تمام ورثه به نسبت سهامشان كم كنم . آنگاه ابن عباس گفته : قسم به خدا اگر عمر آن را كه خدا مقدّم داشته مقدم مىنمود و آن را كه مؤخّر داشته مؤخّر مىكرد هرگز « عول » پيش نمىآمد .
زفر پرسيد كدام را خدا مقدم داشته و كدام را مؤخّر ؟
ابن عباس : هر فريضهاى كه داراى دو نصيب است ، اعلى و ادنى مقدم است ، و هر فريضهاى كه تنها يك مقدّر دارد مؤخّر است .
زفر : چرا زمانى كه عمر زنده بود حكم مسأله را به او نگفتى ؟
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 4 ، ص 181 .
( 2 ) - زياد شدن سهام ورثه از واحد صحيح .