دوست و موافق مىآيد گاهى هم برعكس ، چنانچه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به عايشه و حفصه فرمودند : « انكنّ لصاحبات يوسف ؛ شما ياران يوسفيد » . و نيز در قرآن كريم از قول يوسف آمده كه به دو يار كافر زندانيش گفت : «
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ . . . *
؛ « 1 » اى دو يار زندانى من » .
( 1 ) و از جمله قرائنى كه دلالت دارد بر اين كه مصاحبت ابو بكر با رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از نوع دوم بوده ، اين كه آن حضرت از او نپذيرفته كه بر مركبش سوار شود ، و همچنين به عنوان بخشش نيز آن را قبول نكرده بلكه آن را خريده است « 2 » .
و عجيبتر اين كه آنان پس از نقل اين خبر ، روايتى از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - نقل كردهاند كه فرموده : « منتدارترين مردم بر من در مصاحبتش و مالش ، ابو بكر است و من اگر بخواهم براى خودم خليلى ( دوستى ) برگزينم ابو بكر را برمىگزينم ، هيچ درى در مسجد گشوده نشود جز آن درى كه متعلق به ابو بكر است » « 3 » . زيرا در جائى كه رسول خدا نپذيرفته كه تنها براى پيمودن چند فرسخ از مركب سوارى او استفاده نمايد ، چگونه مىفرمايد : « منتدارترين مردم بر من . . . ؟ ! »
گذشته از اين كه اين تعبير با آيهء قرآن : «
قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ
؛ « 4 » بگو شما به اسلام خود بر من منّت منهيد ، بلكه خدا بر شما منّت دارد . . . » ، سازگار نيست .
و چگونه ممكن است كه رسول خدا چنين مطلبى را فرموده باشد با اين كه آن حضرت ، اولى است به مردم از خودشان كه در روز غدير به مردم فرمود : « الست اولى بكم من انفسكم ؛ آيا من نسبت به شما از خودتان اولى نيستم ؟ » . و همه يك صدا گفتند : بله .
هامش
( 1 ) - سورهء يوسف ، آيهء 40 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 102 .
( 3 ) - طبرى ، ج 2 ، ص 435 . - . صحيح بخارى ، ج 5 ، ص 10 .
( 4 ) - سورهء حجرات ، آيهء 17 .