« انت منّى بمنزلة هارون من موسى » چيست ؟ .
اسحاق : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - خواسته با اين سخن دل على را شاد كند در برابر منافقين كه گفته بودند : علت اين كه رسول خدا على را با خود به جنگ تبوك نبرده ، اين است كه مصاحبت او را خوش نداشته است .
مأمون : آيا پيامبر خدا خواسته با گفتن سخن بىمعنايى ، دل على را شاد نمايد ؟
اسحاق مىگويد : در فكر شدم . مأمون : اى اسحاق ! اين حديث معنايى دارد كه آيات قرآن آن را تبيين نموده است .
اسحاق : چه معنايى ؟
( 1 ) مأمون : همان مطلبى كه خداوند از زبان موسى نقل كرده كه به برادر خود هارون گفت : «
اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
؛ « 1 » جانشين من باش و راه صلاح پيش گير و پيرو اهل فساد مباش » .
اسحاق : موسى در حالى كه زنده بود و براى مناجات به كوه مىرفت برادرش هارون را به جاى خود قرار مىداد و رسول خدا نيز موقعى كه به بعض غزوات مىرفت على را در مدينه جانشين خود مىنمود .
مأمون : چنين نيست به من بگو آيا هنگامى كه موسى به كوه مىرفت كسى از بنى اسرائيل را همراه خود مىبرد ؟
اسحاق : نه .
مأمون : پس هارون را در ميان قوم خود جانشين خويش قرار مىداد .
اسحاق : درست است .
مأمون : آيا زمانى كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به غزواتش مىرفت كسى جز افراد ناتوان و زنان و كودكان را باقى مىگذاشت ، بنابراين ، معلوم مىشود كه جهت تشبيه على به هارون استخلاف پس از مرگ است نه در حال حيات كه فرض معقولى ندارد . و تأويل ديگرى نيز براى آيه به كمك ساير آيات به نظرم رسيده
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف ، آيهء 142 .