تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - : بله . ( 1 ) على - عليه السلام - : مشتاقانه پذيرا هستم و به جان و دل خريدار ، و آنگاه برخاست و به طرف رختخواب پيامبر رفت و در ميان بستر آن حضرت آرميد و پيراهن آن بزرگوار را بر روى خود كشيد تا اين كه كفار قريش حمله نموده و آن حضرت را محاصره كرده شك نداشتند كه شخص خوابيده رسول خدا است . و نقشهء آنان در اين توطئه اين بود كه از هر طائفه‌اى از قريش يك تن در اين ماجرا شركت نموده تا بنى هاشم به هنگام خونخواهى از يك قبيله قصاص نگيرند . و على - عليه السلام - صداى آنان را مىشنيد و مىفهميد كه قصد جان او را دارند ، ولى هرگز نترسيد و هيچ بىتابى ننمود ، آن گونه كه ابو بكر در غار دچار ترس و اضطراب گرديد ، و على - عليه السلام - در آن شرايط سخت استقامت ورزيد تا اين كه خداوند ، فرشتگانش را بر او نازل كرد و تا سپيده‌دم از او محافظت نموده او را از شرّ مشركين قريش در امان نگهداشتند ، و چون خورشيد سر از افق برآورد و هوا روشن گرديد ، على - عليه السلام - از ميان بستر برخاست و مشركين او را ديدند ، پس از او پرسيدند : محمد كجاست ؟ على - عليه السلام - اطلاعى ندارم ، او را كه به من نسپرده بوديد ، خواستيد او را بيرون كنيد او خود بيرون رفت . بنابراين ، على - عليه السلام - در هر حال و در تمام عمر ، هر روز بيش از پيش بر ديگران برترى داشته است . مأمون : اى اسحاق ! آيا حديث ولايت را روايت مىكنى ؟ اسحاق : بله . مأمون : آن را روايت كن . اسحاق حديث را نقل كرد . مأمون : معناى روايت چيست ؟ و چه وظيفه و تكليفى را اثبات مىكند ؟ اسحاق : مردم مىگويند رسول خدا اين روايت را بدان جهت بيان فرموده كه بين على و زيد بن حارثه اختلافى پيش آمده و زيد ولاء و دوستى على را منكر شده پس حضرتش - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : « من كنت مولاه فعلى مولاه . . . » . مأمون : رسول خدا در كجا اين روايت را بيان فرموده ؛ آيا پس از بازگشت از
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 375 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد على محمد موسوى جزايرى