شريعت و دو تن از اصحاب او به دشمنان محارب او منتقل خواهد شد .
در اين موقع عمر چند بار استرجاع گفت و به ابن عباس كه در آنجا حضور داشت رو كرده و گفت : شنيدى سخنان كعب را ، به خدا سوگند خود من هم نظير اين مطالب را از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - شنيدهام ؛ از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : « به زودى بنى اميه بر منبر من بالا خواهند رفت » « 1 » .
مؤلف : بايد توجه داشت كه پيدايش حوادث و پديدهها داراى دو جنبه است ؛ يكى تقدير الهى به معناى علم و آگاهى خداوند به صدور اعمال از عاملين آنها به اراده و اختيار خودشان ، و ديگرى به كارگيرى تدبيرها و نقشههاى خود عاملين در مقام انجام دادن آن اعمال ، و روشن است كه جهت اول علت و عذر براى دوم نخواهد شد . و اينك به منظور روشن شدن مقصود و اين كه چه كس و چه چيز سبب وقوع آن وقايع و حوادث در تاريخ اسلام گشته ، به چند سند تاريخى اشاره مىكنيم :
در كتاب « انساب » بلاذرى آمده : هنگامى كه حسين - عليه السلام - به شهادت رسيد عبد اللّه بن عمر به يزيد بن معاويه چنين نوشت : « امّا بعد ؛ مصيبت حسين مصيبتى بزرگ و حادثهاى عظيم بود ، و هيچ روزى مانند روز حسين نخواهد بود » .
يزيد در پاسخش نوشت : « امّا بعد ؛ اى مرد نادان ! بدان كه ما وارث نظام و حكومتى هستيم كه از حريم آن دفاع نموده با دشمنانش نبرد كردهايم ، اگر در اين مبارزه حق با ما بوده پس از حق خود دفاع نمودهايم ، و اگر حق با دشمن ما بوده پس پدر تو اول كسى بوده كه اين گونه رفتار نموده و حق را از صاحبانش گرفته است » « 2 » .
و نيز مسعودى در « مروج الذهب » و ديگر مورخين نقل كردهاند كه ، معاويه در پاسخ نامهء محمد بن ابى بكر چنين نگاشت : « اما بعد ؛ نامه تو به دستم رسيد ، در نامهات از فضائل على بن أبي طالب و سوابق درخشان او در تاريخ اسلام ، و نصرت و
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 115 .
( 2 ) - طرائف ، ابن طاووس .