تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
جبرئيل به نزد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - آمد . و آن بزرگوار را بين زندگانى دنيا و آخرت مخيّر ساخت ، و آن حضرت آخرت را برگزيد » و شما نيز پارهء تن پيامبريد . به خدا سوگند خلافت نه به شما خواهد رسيد و نه به كسى از اهل بيت شما ، و البته اين تقدير الهى به خير و صلاحتان خواهد بود « 1 » . ( 1 ) مؤلف : اگر كسى بگويد كه واقعيت چنان نيست كه در آن خبر ( خبر ابن ابى الحديد ) آمده - از اين كه خلافت پس از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و دو تن از يارانش به دشمنان محارب آن حضرت منتقل شده است ؛ زيرا خلافت بعد از آن دو به عثمان رسيده و عثمان از دشمنان پيغمبر نبوده ، و دشمنان محارب رسول خدا ابو سفيان و معاويه و حكم بن ابى العاص و مروان و گروهى ديگر از بنى اميه بوده‌اند - پاسخش اين است كه سلطنت عثمان در حقيقت سلطنت بنى اميه بوده كه امير المؤمنين - عليه السلام - در اين باره مىفرمايد : « و قام معه بنو أبيه يخضمون مال اللّه خضم الابل نبته الرّبيع » « 2 » . « به همراه او فرزندان پدرش برخاستند و چونان شتر كه علفهاى بهارى را مىخورد ، مال خدا را مىخوردند » . جوهرى در « سقيفه » آورده : هنگامى كه مردم با عثمان بيعت كردند ، ابو سفيان گفت : ابتدا اين امر ( خلافت ) در قبيلهء « تيم » بود ( ابو بكر ) ، ولى تيم كى شايستگى ادارهء چنين مسئوليتى را داشت و سپس در طائفهء « عدى » قرار گرفت ( عمر ) و آنگاه دور تر شد ، تا اين كه سرانجام در جاى واقعى خود ( بنى اميه ) قرار گرفت ، هم اكنون شما اى بنى اميه ! آن را همانند توپ كودكان به يكديگر پاس دهيد « 3 » . و نيز آورده : ابو سفيان به عثمان گفت : پدرم فداى تو باد ! به مردم انفاق و
هامش
( 1 ) - عيون ، ج 2 ، ص 211 . ( 2 ) - نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 3 ( شقشقيه ) . ( 3 ) - السقيفه ، جوهرى ، ص 86 .