تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
همانند ابو بكر فرد خاصى را براى خلافت تعيين و نصب مىنمود هرگز آن همه تفرقه و تشتت پيش نمىآمد « 1 » . مؤلّف : جا دارد به معاويه گفته شود آيا تو هم اين را مىگويى ؟ با اين كه اين شوراى عمر بود كه شما بنى اميه را به قدرت رساند زيرا براى عمر امكان نداشت كه يار شما ( عثمان ) را بالخصوص و با تصريح بنام ، به عنوان خليفهء مسلمين تعيين و به مردم معرفى كند ؛ زيرا عثمان سابقهء خوبى در اسلام نداشت . جز اين كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را چند مورد از كشتن بستگان مشرك خود - كه در ظاهر اظهار اسلام نموده ولى از بدترين دشمنان اسلام بودند - بازدارد . از جمله در مدينه براى پسر عمويش معاوية بن مغيره كه پس از جنگ « احد » در مدينه به منظور جاسوسى مانده بود و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - خونش را مباح كرده ولى عثمان او را در منزل خود پناه داده بود ، تا اين كه اين خبر به سمع مبارك رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - رسيد ، آن حضرت دستور جلب وى را صادر نمود ، پس هنگامى كه او را مىبردند عثمان نيز به همراه وى نزد رسول خدا رفت ، و آن حضرت را مجبور به عفو او نمود . و همچنين پس از فتح مكه براى عبد اللّه بن ابى سرح برادر رضاعى خود نزد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - شفاعت كرد با اين كه آن حضرت دستور قتل او را داده بود و لو آن كه در زير پرده‌هاى خانهء كعبه ديده شود . و چگونه عمر مىتوانست با وجود امير المؤمنين - عليه السلام - همان كسى كه پس از رسول خدا اسلام مجسّم و ريشه و اساس و شاخ و برگ آن بود ، عثمان را با آن سوابقش به عنوان خليفهء مسلمين معرفى كند . و ما در اينجا تنها به نقل گوشه‌اى از تاريخ كه بيانگر نمونه‌اى از عملكرد امير المؤمنين و نيز عثمان مىباشد بسنده مىكنيم : اما دربارهء عثمان ؛ طبرى در تاريخش آورده : مردم در روز جنگ احد از اطراف رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - پا به فرار گذاشته تا مقدار زيادى از ميدان نبرد دور
هامش
( 1 ) - عقد الفريد ، ج 2 ، ص 211 ، در شرح حال عمر .