تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧

62 - نظرخواهى عمر از كعب الاحبار

( 1 ) ابن ابى الحديد آورده : عمر در اواخر عمرش نسبت به ادارهء امور خلافت در خود احساس ناتوانى و ضعف مىكرد ، و به همين جهت پيوسته از خدا مىخواست كه هر چه زودتر مرگش را برساند ، در آن موقع روزى به كعب الاحبار گفت : حدس مىزنم مرگم نزديك شده از اين رو دوست دارم براى خود جانشينى معين كنم ، نظر تو دربارهء على چيست ؟ و در اين باره در كتابهاى آسمانيتان چه خوانده‌اى ؛ زيرا شما معتقديد كه تمام حوادث و رويدادهاى اين پديدهء بزرگ تاريخ ( نبوّت و خلافت دين اسلام ) در كتابهايتان مذكور است . كعب پاسخ داد : اما نظر شخصى خودم اين است كه آن صلاح نيست ؛ زيرا على مردى است انعطاف‌ناپذير كه در امر دينش هيچ گونه گذشت و اغماضى نداشته و لغزش و خطايى را تحمل ننموده به رأى و اجتهاد شخصى خود عمل نمىكند ، و اينها همه دور از سياست مملكت‌دارى و زمامدارى است . و اما آنچه كه در اين باره در كتابهايمان آمده : اين است كه نه او و نه فرزندانش متصدى اين امر - خلافت - نخواهند شد و اگر بشوند هرج و مرج شديد به وجود خواهد آمد . عمر : چرا ؟ كعب : زيرا او خونها ريخته است و بدين جهت خداوند او را از ملك و سلطنت محروم نموده است . چنانچه داوود پيغمبر هنگامى كه خواست ديوارهاى بيت المقدس را بالا ببرد ، خداوند به او وحى نمود : تو اين كار را نكن ، آن را به سليمان بسپار ؛ زيرا تو خونها بر زمين ريخته‌اى . عمر : مگر خونهايى كه او ( على ) ريخته به حق نبوده ؟ كعب : بله ، داوود هم به حق خون ريخته بود . عمر : بنابراين خلافت به چه كسى خواهد رسيد ؟ كعب : آنچه كه در كتابهايمان يافته‌ام اين است كه خلافت پس از صاحب
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 357 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد على محمد موسوى جزايرى