امير المؤمنين - عليه السلام - برسد همانند ياورانش از قريش در روز سقيفه ، همان كسانى كه پس از قتل عثمان و بيعت نمودن مردم با آن حضرت نيز سربرتافته گروهى پيمان شكستند ، و گروهى ستمگرى پيشه نمودند ، و جمعى از راه منحرف گشته ، و دستهاى هم عزلت گزيدند .
61 - گفتگوى معاويه با ابن حصين
( 1 ) در « عقد الفريد » آمده : زياد بن أبيه ابن حصين را به منظور ابلاغ پيامى به نزد معاويه فرستاد ، ابن حصين مدتى نزد معاويه اقامت گزيد . در آن ايام روزى معاويه وى را به نزد خود فراخوانده و در تنهايى به او گفت : شنيدهام كه تو مردى خردمند و زيرك هستى ، مىخواهم از تو مطلبى بپرسم ببينم نظرت در آن باره چيست ؟
ابن حصين : بپرس .
معاويه : به نظر تو علت اين همه اختلاف و پراكندگى مسلمين چيست ؟
ابن حصين : قتل عثمان .
معاويه : درست نگفتى .
ابن حصين : جنگ جمل .
معاويه : خير .
ابن حصين : جنگ على با تو .
معاويه : نه .
ابن حصين : مطلب ديگرى به خاطرم نمىرسد .
معاويه : خودم به تو بگويم ، تنها سبب تفرق و پراكندگى مسلمين شوراى شش نفرهء عمر شد ؛ زيرا ابو بكر عمر را بالخصوص به عنوان خليفه بعد از خود معرفى نمود و هيچ مشكلى پيش نيامد ، ولى عمر خلافت را در ميان شورا گذاشت ، و اعضاى شورا هر كدام خود و قوم و قبيلهاش خلافت را براى خود آرزو داشته ، در انتظارش بودند و همين سبب شد كه بين آنان رقابت و كشمكش پديد آيد ، و اگر عمر نيز