تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
آنگاه به حاضران رو كرد و گفت : هرگاه تمام آنان بر خلافت يك نفر اتفاق نمودند پس هر كس كه مخالفت كرد بايد گردنش زده شود ، و سپس گفت : اگر آن احلج - على بن أبي طالب - خليفه شود مردم را در راه حق رهنمون خواهد شد ، در اين موقع يكى از حضّار به عمر گفت : حال كه چنين است پس چرا عهد خود را به او نمىسپارى ؟ عمر گفت : خوش ندارم بار خلافت را در حال حيات و پس از مرگ بر دوش كشم « 1 » . مؤلف : عمر خود به خوبى مىدانست كه افراد شورا ، جملگى بر خلافت عثمان اتفاق خواهند نمود ، بخصوص كه عبد الرحمن بن عوف - داماد عثمان - را نيز حكم قرار داده بود ، و بنابراين پس آنجا كه گفته : « . . . هر كس كه مخالفت كرد بايد كشته شود » جز به قتل امير المؤمنين - عليه السلام - فرمان نداده است ، همان انسان كاملى كه به نصّ قرآن كريم ، نفس رسول خدا بوده ، و همان كسى كه به اقرار خود عمر ، اگر خليفه شود مردم را در طريق حق رهبرى خواهد كرد و روشن است كه تنها هدف و آرمان انبياى الهى و جانشينان آنان هم جز اين چيز دگر نبوده است . بعلاوه ، اگر عمر واقعا مايل نبود كه مسئوليت خلافت را پس از مرگ نيز تحمّل كند تنها راهش اين بود كه مردم را به ميل و اختيار خودشان واگذاشته تا هر كس را كه خودشان دوست داشتند به خلافت برگزينند نه اين كه آن را به شورا بگذارد ؛ چنان شورايى كه بنى اميه را نيز بر سر كار آورد ، آنان كه دشمنان خدا و رسول و متجاهرين به كفر و الحاد بودند . و اين كه عمر گفت : « خوش ندارم بار خلافت را تحمل كنم در حال حيات و پس از مرگ » دليلى است بر اين كه تصدى او براى خلافت‌ورزى بوده كه در حال حيات آن را بر دوش كشيده و پس از مرگ خواسته از آن شانه خالى كند . ولى در حقيقت او كراهت داشته از اين كه خلافت پس از مرگش نيز به
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 124 ذيل خطبهء « للّه بلاد فلان » .
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 353 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد على محمد موسوى جزايرى