تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
ما مستحب و آن كسى كه حدث از او سر زده واجب خواهد شد . عمر به جرير گفت : خدا رحمتت كند كه در جاهليت شريف بودى و پس از اسلام فقيه شدى « 1 » . مؤلف : هم گفتار عمر و هم چاره‌انديشى جرير در ركاكت برابرند ، و صحيح اين بود كه عمر چنانچه احتمال مىداد كه آن مرد حكم باطل بودن نمازش را نمىداند بطور عموم بگويد : كسى كه در مسجد مبطلى از او سر زده بايد پس از بازگشت به خانه وضو و نمازش را اعاده كند .

57 - خليفه‌ام يا پادشاه ؟ !

( 1 ) ابن ابى الحديد مىنويسد : روزى عمر در حالى كه مردم در اطرافش حلقه زده بودند ، گفت : به خدا سوگند نمىدانم خليفه‌ام يا پادشاه ؟ ! پس اگر پادشاه باشم در خطر بزرگى افتاده‌ام . يكى از حاضران به وى گفت : همانا كه بين خليفه و پادشاه فرق هست ، و كار تو به خواست خداوند نيكوست . عمر : فرقشان چيست ؟ مرد : خليفه نمىگيرد مگر به حق و صرف نمىكند مگر در حق و تو « به حمد اللّه » چنين هستى . و پادشاه مردم را به بيراهه مىبرد و مال اين يكى را مىگيرد و به ديگرى مىدهد . پس عمر ساكت شد و گفت : اميدوارم خليفه باشم « 2 » . مؤلّف : گواينكه همين اظهار ترديد و تشكيك عمر در كار خود كه نمىدانسته خليفه است يا پادشاه كافى است در اثبات شقّ دوم ، ولى به خدا سوگند او مىدانسته خليفه نيست و خودش هم به اين تصريح نموده و اهل كتاب نيز از پيش از اسلام به او خبر داده بودند . ( 2 ) امّا اوّل : خطيب در « تاريخ بغداد » از عتبة بن غزوان نقل كرده كه مىگويد :
هامش
( 1 ) - عيون ، ج 3 ، ص 335 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 110 .