تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
محلى بوديد و و با آمد به عنوان فرار از و با از آنجا خارج نشويد . پس عمر سپاس الهى به جاى آورد « 1 » .

54 - عمر و اراضى مفتوح العنوه

( 1 ) بلاذرى آورده : عمر به منظور تقسيم زمين‌هاى « جابيه » ( كه مفتوح العنوه بودند ) به آنجا سفر كرد ، معاذ بن جبل به عمر گفت : اگر اين زمينها را تقسيم كنى بىعدالتى خواهد شد ؛ زيرا اينها بتدريج از بين رفته و سرانجام ، اين مال بسيار ، ملك يك نفر خواهد شد ، و در نتيجه نسل آينده كه حافظ و نگهدار اسلام خواهند بود از آنها نصيبى نخواهند داشت ؛ بنابراين ، به گونه‌اى عمل كن كه منافع تمام مسلمين حال و آينده را در نظر گرفته باشى ، پس عمر بر طبق گفتهء معاذ عمل كرد « 2 » .

55 - نسيان !

( 2 ) ابن ابى الحديد آورده : عمر در اواخر عمرش نسيانى عارضش شده بود بطورى كه عدد ركعات نماز را فراموش مىكرد بدين جهت مردى را پيش روى خود قرار مىداد و با تلقين او نمازش را به جا مىآورد « 3 »

56 - چاره‌انديشى !

( 3 ) ابن قتيبه در « عيون » آورده : مردى در نماز جماعت عمر ، محدث شد ، همين كه عمر از نماز فارغ گرديد ، آن شخص را قسم داد كه برخيزد و وضو بگيرد و نمازش را دوباره بخواند ، ولى هيچ كس برنخاست . جرير بن عبد اللّه به عمر گفت : ما همگى و خودت برمىخيزيم و وضوء مىگيريم و نمازمان را اعاده مىكنيم و در نتيجه نماز
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 114 . ( 2 ) - فتوح البلدان ، ص 206 . ( 3 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 110 .
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 346 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد على محمد موسوى جزايرى