تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥

52 - رسوايى دنيا از رسوايى آخرت آسانترست

( 1 ) طبرى در تاريخش از فضل بن عباس نقل كرده كه مىگويد : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در آغاز بيمارى وفاتش به نزد من آمد - تا اين كه مىگويد - پيامبر به مردم فرمود : هر كس بر خود از چيزى مىترسد ( كار زشتى انجام داده و از آن بر خود ترس دارد ) برخيزد برايش دعا كنم . فضل مىگويد : مردى برخاست و عرض كرد : يا رسول اللّه ! من منافقم ، من دروغگو هستم ، و هيچ كار زشتى نبوده مگر اين كه مرتكب شده‌ام . در اين وقت عمر برخاست و زبان به اعتراض او گشود و گفت : اى مرد ! تو آبروى خودت را بردى . پس رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به عمر فرمود : اى پسر خطاب ! رسوايى دنيا به مراتب از رسوايى آخرت آسانتر است ، و آنگاه براى آن مرد دعا نموده به درگاه خدا عرضه داشت : « اللّهم ارزقه صدقا و ايمانا ، و صيّر امره الى خير ؛ بار خدايا به اين مرد صداقت و ايمانى روزى فرما و كارش را نيكو گردان » « 1 » .

53 - عمر و بيمارى و با

( 2 ) ابن ابى الحديد آورده : عمر به شام مىرفت ، در بين راه امراى ارتش ( ابو عبيده جراح و همراهانش ) را ديد ، آنان از شيوع بيمارى و با در شام به او خبر دادند . عمر به ابن عباس گفت : مهاجرين را به نزد من بخوان . ابن عباس مهاجرين را طلبيده عمر در اين باره از آنان نظر خواست ، آنها اختلاف كردند ، بعضى گفتند تو به منظور انجام مأموريتى بيرون آمده‌اى صلاح نيست آن را انجام نداده بازگردى ، تا اين كه عبد الرحمن بن عوف كه از پى كارى غايب شده بود آمد ، پس به عمر گفت : من در اين باره از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - مطلبى دارم ، از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : هرگاه شنيديد كه در محلّى بيمارى و با هست به آنجا نرويد ، و هرگاه در
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 433 .