زنان انصار نخست بر حضرت حمزه سوگوارى و مرثيهخوانى مىكردند و سپس بر شهيدان خود ، و اين سنّتى شد در مدينه .
و نيز رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در مصيبت وفات فرزندش ابراهيم گريه كرد و فرمود : « تدمع العين و لا نقول ما يسخط الربّ ؛ ديدگان اشك مىريزند ولى سخنى كه خشم خدا را موجب گردد نمىگوئيم » .
و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - پيش از آن نيز يك بار وى را از اين كار بازداشته بود ولى او اعتنايى نكرده و بازهم مرتكب شده بود . چنانچه در « عقد الفريد » آمده : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بر گروهى از زنان كه در مصيبت فقدان عزيزشان گريه مىكردند مىگذشت ، در اين موقع عمر زنان را از اين عمل منع نمود ، رسول خدا به عمر فرمود : آنان را به حال خود بگذار ، چرا كه مصيبت ديدهاند ، اشكشان جارى و داغشان تازه است « 1 » .
شيخ كلينى ( ره ) در « كافى » از امام صادق - عليه السلام - نقل كرده كه فرمود :
مردى نزد پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - آمده عرضه داشت : من تا كنون هيچگاه كودكى را به نوازش نبوسيدهام . و چون پشت كرد ، رسول خدا فرمود : به اعتقاد من اين مرد اهل آتش است « 2 » .
37 - رفتار عمر با جارود عبدى
( 1 ) جارود عبدى بر عمر وارد گرديد در حالى كه عمر در ميان جمعى نشسته و تازيانهاى در دست داشت ، يكى از حاضران به جارود اشاره نموده گفت : اين مرد ، بزرگ و رئيس قبيلهء ربيعه است ، عمر و حاضران و خود جارود اين ستايش را شنيدند ، پس هنگامى كه جارود نزديك عمر آمد ، عمر چند تازيانه به او زد ، جارود شگفت زده به عمر گفت : مرا با تو چهكار ؟ !
هامش
( 1 ) - عقد الفريد ، ج 2 ، ص 5 ، البكاء على الميت .
( 2 ) - فروع كافى ، ج 6 ، ص 50 ، ح 7 .