عمر گفت : هيهات كه ديگر كار گذشته است و سهم تو همين حلّه مىباشد « 1 » .
34 - عمر وفات رسول خدا ( ص ) را انكار نمود
( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح « نهج البلاغه » آورده : هنگامى كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از اين جهان فانى به سراى باقى ارتحال نمود و خبر وفات آن بزرگوار در ميان مردم منتشر گرديد ، عمر شروع كرد به گردش نمودن در ميان مردم و تكذيب كردن خبر وفات آن حضرت و پخش اين مطلب كه رسول خدا نمرده و ليكن همانند موسى - عليه السلام - براى مدّتى از ميان ما غائب گشته ، البته بازخواهد آمد و دست و پاى تمام كسانى را كه پنداشتهاند او مرده قطع خواهد نمود ، و به هر كس كه مىرسيد اگر چنان باورى داشت بشدّت او را تهديد مىكرد ، تا اين كه ابو بكر آمد و در بين مردم رفت و بر خلاف اظهارات عمر گفت : اى مردم ! اگر كسى از شما محمد - صلّى اللّه عليه و آله - را مىپرستيده همانا او مرده است و هر كس كه پروردگار محمد را مىپرستيده او زنده است و نمرده ، و آنگاه اين آيه را تلاوت نمود :
«
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
» « 2 » .
« آيا اگر او ( محمد ) به مرگ يا شهادت درگذشت باز شما به دين جاهليت خود رجوع خواهيد كرد ؟ ! » . مىگويند انگار كه مردم هرگز پيش از آن اين آيه را نشنيده بودند ، و عمر نيز گفت : موقعى كه من اين آيه را از ابو بكر شنيدم قرار و آرام گرفته يقين كردم كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - وفات نموده است « 3 » .
35 - علّت آن انكار
( 2 ) عكرمه از ابن عباس نقل كرده كه مىگويد : قسم به خدا زمانى كه عمر خليفه
هامش
( 1 ) - اذكياء ، ص 23 .
( 2 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 144 .
( 3 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 60 ، در ذيل شرح خطبهء شقشقيه .