طرفى ابو موسى اشعرى نزد عمر ادّعا كرد كه تا شش ماه به آنان امان داده است ، عمر دستور داد ابو موسى را سوگند دهند و آنگاه اسيران را به شهرهايشان بازگرداند ، با اين كه يكى از همراهان معروف جرير به عمر نامه نوشت و در آن قسم ياد كرد كه تمام كارها و اعمال جرير با اطلاع و اجازهء ابو موسى بوده و عمر نيز به صدق مضمون نامه پى برد ، و به همين جهت ابو موسى را سرزنش نموده او را كم عقل دانست « 1 » « 2 »
19 - عمر از سلب « 3 »
خمس گرفت
( 1 ) بلاذرى در « فتوح البلدان » مسندا از ابن سيرين نقل كرده كه مىگويد : براء بن مالك در نبردى تن به تن « مرزبان زاره » را به قتل رساند و آنگاه دستبند و كمربند و قبا و ساير اشياى قيمتى او را گرفت و براى خود تصرف نمود . پس عمر خمس آنها را به علت زياد بودنشان از او گرفت ، و براى اولين بار از « سلب » خمس گرفت « 4 » .
* * *
هامش
( 1 ) - ترجمهء تاريخ ، اعثم كوفى ، ص 89 .
( 2 ) - ضبة بن محصن عنزى كه از اهل بصره و در اين فتح ، همراه ابو موسى بوده و بعدا مواردى از تخلّفات ابو موسى را در جريان اين فتح براى عمر گزارش كرده از جمله ، به همين مطلب اشاره نموده و گفته است : تنها انگيزهء ابو موسى از اين انكار اين بوده كه چون رامهرمز به وسيلهء لشكر كوفه ، فتح شده و آنان غنيمت فراوانى از آنجا به دست آورده بودند از اينرو ابو موسى از روى حسادت به دروغ سوگند ياد كرد كه مردم رامهرمز را تا شش ماه امان داده ، تا آن غنائم از كوفيان بازگرفته شود . و اگر آنان را امان داده بود جرير بن عبد اللّه را چرا فرستاد و اين امان را كى و كجا داد كه هيچ وضيع و شريف سپاه آگاه نشد . مترجم . ( ناسخ ج 4 ، ص 320 ) .
( 3 ) - هرگاه مسلمانى حريف خود را در نبرد تن به تن بكشد ، مىتواند اشياى همراه او را براى خود تصرف نموده و خمس به آنها تعلق نمىگيرد . و اين را سلب گويند .
( 4 ) - فتوح البلدان ، ص 118 .