تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
آزاد گرديد ، و اسلام آورد و عمر برايش مقرّرى قرار داد « 1 » . مؤلف : براء بن مالك كه در فتح شوشتر به شهادت رسيده معروف است . و اما مجزأة بن ثور همان كسى است كه عمر رياست طائفهء بكر را برايش قرار داده و در روز فتح شوشتر نيز به شهادت رسيده است . و در « عقد الفريد » آمده : مالك بن مسمع - كه پدر او ؛ يعنى مسمع ، بنام « قتيل الكلاب » مشهور بوده ، بدان جهت كه وقتى در ميان قبيله‌اى رفته ، سگ قبيله به او حمله نموده ، و او هم سگ را كشته ، پس اهل قبيله او را در قصاص كشتن سگشان به قتل مىرسانند - با شقيق بن ثور ( برادر مجزأة بن ثور ) منازعه مىنمود ، مالك به شقيق گفت : تنها مايهء افتخار تو قبرى است در شوشتر ( يعنى قبر برادرش مجزأة بن ثور ) . شقيق به او پاسخ داد : ولى تو را خوار نموده است قبرى در « مشقر » « 2 » « 3 » ( يعنى قبر پدرش مسمع ) .

18 - عمر ادّعا را با سوگند پذيرفت !

( 1 ) فضل بن شاذان در « ايضاح » آورده : عمر زنانى را كه در جريان فتح شوشتر به اسارت مسلمانان درآمده و استرقاق شده بودند به شهرهايشان بازگرداند ، بدان جهت كه ابو موسى نزد وى ادّعا كرد كه با آنان پيمان عدم استرقاق بسته است . از اين رو موقعى كه عمّار ياسر و يارانش آنان را اسير نمودند و ابو موسى چنان ادّعايى را اظهار نمود ، عمر ابو موسى را بر آن ادّعايش سوگند داده و اسيران را به ديارشان بازگرداند . فضل بن شاذان مىگويد : ابو موسى در اين قضيّه مدّعى بوده ، و مدّعى بايد شاهد بياورد ، بنابراين چگونه عمر او را قسم داده است « 4 » ! نظير اين جريان را اعثم كوفى در فتح رامهرمز نقل كرده : كه جرير بن عبد اللّه بجلى شهر رامهرمز را فتح كرده و گروهى از اهل آن سامان را به اسارت گرفت ، از
هامش
( 1 ) - فتوح البلدان ، ص 537 . ( 2 ) - نام محلّى است . ( 3 ) - عقد الفريد . ( 4 ) - ايضاح ، ص 250 .