دوم اين كه مىفرمايد : «
وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
« 1 » ؛ از درهاى خانهها داخل شويد » و تو از ديوار بالا آمدهاى .
سوّم اين كه مىفرمايد : «
فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا
؛ « 2 » هر وقت داخل خانهاى شديد به اهل آن خانه سلام كنيد » و تو سلام نكردى « 3 » .
و در تفسير « ثعلبى » آمده : مردى كه عمر از ديوار خانهاش بالا رفته ابو محجن ثقفى است كه در آن موقع به عمر اعتراض نموده و به او گفته : اين كار تو نارواست و خداوند تو را از تجسّس برحذر داشته است . عمر به همراهان خود گفت : اين مرد چه مىگويد ؟ زيد بن ثابت و عبد اللّه بن ارقم به او گفتند ، راست مىگويد اين عمل شما تجسّس است . عمر چون اين را شنيد از خانه بيرون شد و او را به حال خود واگذاشت « 4 » .
در شرح حال همين ابو محجن آوردهاند كه او به علت شدت علاقهاى كه به نوشيدن شراب داشته سروده :
اذا ما متّ فادفنّى الى جنب كرمة * تروى عظامى بعد موتى عروقها
و لا تدفننّى فى الفلاة فانّنى * اخاف اذا ما متّ لا اذوقها « 5 »
16 - عمر و نقض احكام خويش
( 1 ) و نيز نقل كرده : بسيار اتفاق مىافتاد كه عمر حكمى مىكرد و سپس آن را نقض نموده بر خلافش فتوا مىداد « 6 » . و از ابن سيرين نقل شده كه مىگويد : از
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 188 .
( 2 ) - سورهء نور ، آيهء 60 .
( 3 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 61 .
( 4 ) - تفسير ثعلبى .
( 5 ) - آنگاه كه مردم مرا در كنار درخت انگورى به خاك بسپاريد ، تا استخوانهايم از ريشههاى آن سيراب گردد و مرا در « فلاة » دفن نكنيد ، كه مىترسم پس از مرگ از چشيدن آن بىبهره بمانم .
( 6 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 60 .