پسرم تزويج كنى ؟ ! .
و نيز در مورد غلامى كه مولاى خود را انكار مىكرد و مىگفت : من مولا و او غلام من است دستور داد تا هر دو ، سرهايشان را در ميان دو سوراخ داخل نموده و آنگاه به قنبر فرمود : گردن غلام را بزن ، پس غلام با شنيدن اين سخن ، فورا سرش را بيرون كشيد و ديگرى همچنان سرش را نگهداشت .
و همچنين در مورد نزاع دو زن بر سر يك كودك كه هر كدام كودك را از خود مىدانست به آنان فرمود : كودك را با ارّه دو نصف مىكنم براى هركدامتان يك نصف ، پس آن زنى كه مادر كودك نبود ، پذيرفت ولى ديگرى فرياد برآورد : يا على ! اگر مىخواهى چنين كنى من از حق خودم صرفنظر نموده كودكم را به او مىبخشم .
مطلب ديگر اين كه : حدّ زنا با چهار دفعه اقرار ثابت مىشود نه به مجرّد اظهار تمايلى نسبت به زنى ، آن هم در حال مستى ، بعلاوه ، حدّ در اين قضيّه ( كه بر حسب ظاهر زناى غير محصن بوده ) تازيانه است نه قتل . و بالأخره عمر در اين ماجرا حدّ مملوك را كه نصف حدّ آزاد است ، چندين برابر حدّ آزاد قرار داده است .
9 - عمر و سنن شرعى
( 1 ) ابن قتيبه در « معارف » آورده : نام سابق عبد الرحمن بن حرث ، ابراهيم بوده ، وى در زمانى كه عمر خليفه بود به نزد او رفت ، و آن هنگامى بود كه عمر تصميم گرفته بود نام كسانى را كه به اسماء انبياء موسوم بودند تغيير دهد ، پس اسم او را نيز عبد الرحمن گذاشت ، و اين نام برايش ثابت و باقى ماند « 1 » .
مؤلف : نامگذارى به اسماء مبارك پيامبران الهى در شرع مقدس ، مورد ترغيب و تأكيد قرار گرفته ، چنانچه از امام محمد باقر - عليه السلام - كه از سوى جدّش رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به باقر العلوم لقب يافته ، موقعى كه به جابر بن عبد اللّه
هامش
( 1 ) - معارف ، ص 122 .