تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
و نيز قضيهء ديگرى نقل كرده كه جدّه‌اى ( مادر پدر ) به نزد ابو بكر رفت و گفت : از پسر پسرم ارث مىخواهم ، ابو بكر گفت : من آيه‌اى از قرآن در اين باره به خاطر ندارم ، ولى از ديگران مىپرسم ، و چون پرسيد ، مغيره به او گفت : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - جدّه را 6 / 1 داده است . ابو بكر به مغيره گفت : جز تو كسى هم اين را از رسول خدا شنيده است ؟ مغيره گفت : بله ، محمد بن مسلمه . پس ابو بكر طبق گواهى آنان 6 / 1 تركه را به آن زن داد . پس از گذشت مدتى مادر مادر همان ميت نزد ابو بكر رفته از او مطالبهء ميراث نوه‌اش را نمود . ابو بكر به او گفت : آنچه كه از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در اين خصوص نقل كرده‌اند شامل تو نمىشود و به جدّهء پدرى اختصاص دارد از اين رو حكم مسألهء تو را نمىدانم . و چنانچه 6 / 1 را بين هر دو نفرتان قسمت كنيد ، خودتان بهتر مىدانيد « 1 » .

6 - حكم عمر دربارهء نژاد خروس

( 1 ) جاحظ در كتاب « حيوان » آورده : در زمان خلافت عمر ، دو مرد به وسيلهء خروس ، قماربازى مىكردند . عمر اين را شنيد پس به قتل نژاد خروس فرمان داد . مردى از انصار به نزد عمر رفت و به او گفت : آيا به كشتن دسته‌اى از مخلوقات خدا كه تسبيح گوى پروردگارشان هستند فرمان مىدهى ؟ ! عمر متوجه خطاى خود شده حكم خود را لغو كرد « 2 » .

7 - عمر و خرافات جاهليت

( 2 ) و نيز در همان كتاب در ضمن بيان خرافات اهل جاهليت آورده : از جملهء معتقدات آنان يكى اين بوده كه طائفهء « جرهم » از فرشتگان و دختران آدم به وجود
هامش
( 1 ) - تهذيب ، ج 9 ، ص 314 ، حديث 48 . ( 2 ) - حيوان ، ج 1 ، ص 295 .