مبارزه طلبى و چالش خوانى مستلزم گرفتن قرآن به ظاهر است نه به باطن .
افزون بر اينكه روايات وارده از اهلبيت ( ع ) در فراخواندن به تمسك به قرآن از شمار فراتر رفته است . اين سخن اماميه است و بيشاز اين نيز گفته ، اما شيخ خطيب حتى در تحليل دروغ هم اجتهاد پيشه مىكند ! . . .
شيعه و قرآن
نويسنده كتاب ، اعتقاد به تحريف قرآن را به شيعه نسبت مىدهد . پيش از پاسخگويى به شيخ مصرى و اثبات نادرستى سخنش و پاك بودن دامن شيعه از ياوه سرايىها و درشتگويىهاى او اين پرسش را از او مطرح مىكنيم :
چرا بهويژه اين موضوع را برانگيختى ؟ چه سودى در برانگيختن آن در اين شرايط وجود دارد ؟ و به سود كيست ؟ آيا سخن از قرآن سخن از رسالت پيامبر اكرم ( ص ) نيست ؟ آيا شك روا نمودن در قرآن تشكيك در حرام و حلال محمد ( ص ) و گفتار و احكام وى نيست ؟ اگر پيرامون كتاب خدا شبهاتى را برانگيزيم ، پس اى شيخ ، هدايت و حق را از كجا بجوييم ؟ آيا از اسلام چيزى مىماند ؟ اى شيخ از خدا بترس و بدان كه آنان كه از سخنان تو سود مىجويند ، تنها دشمنان اسلام و مسلمانان هستند . دشمنانى كه ( براى كوبيدن اسلام ) دست بدامان هرخزه و تار عنكبوتى مىشوند و هرنقد و اعتراضى را حتى اگر از سوى نادانى باشد دستاويز قرار مىدهند .
حال بايد پرسيد كه شيعه در برابر اين شيخ كه آنان را ناگزير در برابر اين معضل قرار داده ، چه كند ؟ آيا براى جلوگيرى از بهرهبردارى دشمنان اسلام و قرآن ، خاموش مانده و چشم خود را ببنديم ؟ آنگاه خطيب گمان خواهد برد كه سكوت ما اعتراف به گناه است ؟ يا آنكه به دفاع بپردازيم و با دليل و سند از صحيح بخارى و مسلم و مسند احمد و كنز العمال و الإتقان و الموافقات و