بايد گفت كه تفاسير شيعه كه در همهجا منتشر و موجود است ، قرآن را بر پايه ظاهر آيات تفسير مىكنند و جز در مواردى كه نمونهاى از خود قرآن يا سنت ثابت شده پيامبر ( ص ) موجود باشد ، از ( ظاهر ) هيچ آيهاى صرفنظر نمىكنند . تفاسير معروف شيعه مانند البيان طوسى و مجمع البيان طبرسى و آلاء الرحمن بلاغى و الميزان طباطبايى و دهها تفسير ديگر گواه اين مدعا هستند .
علاوه بر كتابهاى تفسير ، شيعه اماميه فصلى خاص و دراز دامن را در كتابهاى اصول به « حجت داشتن ظواهر قرآن » اختصاص دادهاند و از جمله مواردى كه در اين فصل گفتهاند آن است كه ظاهر قرآن حجتى است كه بايد از آن پيروى كرد زيرا قرآن به زبان عربى مبين و واضح بر پيامبر اكرم ( ص ) فرود آمده تا همه مردم آن را بفهمند و در آن انديشه كنند و فرمانهاى وى را پيروى كرده و از آنچه بازداشته ، دورى نمايند . دليل اين سخن هم فرموده خداوند تعالى است كه :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها . »
« 1 » - آيا در قرآن انديشه نمىكنند يا بر دلهايشان قفلهاست ؟ - و
« هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ . »
« 2 » اين قرآن بيانى است براى مردم و هدايتگر و اندرزى است براى پرهيزكاران - و
« فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ . »
« 3 » - ما قرآن را بر زبان تو آسان كرديم باشد كه يادآورند - اين همه در حالى است كه قرآن همه انسانها را در هرنسل به چالش فرا خوانده تا يك سوره همانند قرآن پيش آورند . و اين
هامش
( 1 ) - محمد : 24 .
( 2 ) - آل عمران : 138 .
( 3 ) - الدخان : 58 .