در آنچه مردم بينند ، ديدار نكنند سپس زن فرزندى به دنيا آورد ، نسب فرزند به مرد مصرى باز مىگردد . « 1 »
از جمله : اگر مردهاى پس از مرگ خود را غسل دهد ، نيازى به ديگرى براى غسل دوباره پيدا نمىكند آنگونه كه درمورد سيد احمد بدوى روى داد . « 2 »
ما به همين مقدار بسنده مىكنيم و اگر در آنچه كه در اين باب مىدانيم پيش رويم به كتابى پر حجم نياز خواهيم داشت و اگر خطيب ما را ناگزير و وادار به اين كار نكرده بود ، ما از اشاره به موارد فوق بىنياز بوديم .
خلاصه آنكه اگر مراد خطيب از فقه اهل سنت اين موارد بود كه سخن همان است كه او مىگويد و مبانى فقهى آنان بدون شك با شيعيان متفاوت است و « هركس دينى جز اسلام برگيرد از وى پذيرفته نمىشود و او در آخرت از زيانكاران است . » « 3 » اما اگر مقصود او فقهى است كه مىخواهد آن را از كتاب خدا و سنت ثابت شده پيامبر دور نمايد ، همانا اين فقه ، فقه شيعه اماميه است و تمامى كتابها و آثار علماى آن در فقه و اصول و حديث و تفسير و اخلاق و عقايد ، بدون استثنا بدان گواهى مىدهد .
هامش
( 1 ) - تمامى كتب فقهى حنفى در اينباره نظر دادهاند اما اين لفظ برگرفته از محمد محى الدين عبد الحميد است در كتاب « الاحوال الشخصيه » مبحث نسب .
( 2 ) - حاشيه الباجورى على الغزى على متن ابى شجاع : باب غسل الجنائز .
( 3 ) - آل عمران : 85 .