كه از هيچ تلاشى براى ضربه زدن به عثمان فرو گذار نكردند ، اما پس از آن امام ( ع ) را متهم كردند كه صحنه گردان كشتن او بوده است . ابن سيرين مىگويد :
« ندانستم كه على ( ع ) در خون عثمان متهم است مگر آنگاه كه مردم با وى بيعت نمودند . پس آنگاه كه با وى بيعت شد ، مردم ( اصحاب جمل ) او را متهم نمودند . » « 1 »
چانهزنى معاويه
راويان مىگويند : مغيره بن شعبه به امام پيشنهاد كرد كه معاويه را روزى چند در امارت شام نگه دارد و بعد از آن در تصميم خود بنگرد . امام به وى گفت :
در دينم نرمش و مداهنه روا نمىدارم و در كارم كاستى و خردى پيش نخواهم آورد . مغيره از پيش امام رفت و ( اندكى بعد ) بازگشت و به امام گفت : در اين امر نگريستم و بر آن شدم كه تو در بركنارى معاويه راه درست رفتهاى . راويان همچنين گفتهاند : ابن عباس به امام گفت : ( مغيره ) بار اول با تو راستى پيش آورد اما بار دوم تو را فريب داد . اين سخن نقل شده از ابن عباس چنان مشهور شد كه بسيارى از قدما و معاصران آن را گرفته و قضاوت و سخن خود را با تكيه بر آن استوار كرده و مىگويند : على با سياست آشنا نيست . « 2 »
هامش
( 1 ) - العقد الفريد : 4 / 305 ، جواهر المطالب فى مناقب الامام على بن ابى طالب : 2 / 172 .
( 2 ) - از ابن عباس روايت شده كه گفت : بعد از بيعت مردم بر على وارد شدم و مغيره را نزدش يافتم كه با او خلوت نموده بود . پس از خروج مغيره از او پرسيدم : اين فرد به تو چه مىگفت ؟ گفت :
روز قبل به من گفت : تو را بر ما حق اطاعت است و راهنمايى گرفتن و تو بازمانده مردانى و انديشه و تصميم امروز ، آنچه را در فرداست ، نگاهدار خواهد بود و آنچه امروز از دست مىدهيم ، فردا نيز بدست نخواهد آمد . من مشورتى را بر تو عرضه مىكنم و آن اين است كه معاويه