پيامدهاى فتنه
هيچ پژوهشگر و انديشمندى را نمىشناسم كه با ديدى جدى به جنگ جمل پرداخته و آن را با پيامدهاى زيانبارش بررسى نموده باشد . آرزو مىكردم كه كسى مجال آن را بيابد كه به پژوهش موضوعى در اين جنگ اقدام كرده و ويژگىها و آثار ژرف و دراز مدت آن را مورد بررسى قرار دهد . هررويدادى آثار و پيامدهاى گريز ناپذيرى دارد ؛ خواه اين رويداد از پديدههاى طبيعى باشد با پيشامدى باشد كه انسان به اراده و خواست خود آن را به انجام رسانده باشد .
حال پرسش اينجاست كه پيامدهاى به جا مانده از جنگ جمل كدامند ؟
انسان داناى آگاه مىتواند كتابى در جواب اين پرسش بنگارد . اما ما اينك به اشارتى كوتاه بسنده خواهيم نمود :
اگر جنگ جمل نبود نه جنگهاى صفين و نهروان در مىگرفتند و نه رويداد كربلا و واقعه حره صورت مىگرفت . اگر جمل نبود ، كعبه مكرمه به منجنيق بسته نمىشد و زبيريان و امويان و امويان و عباسيان به نبرد با يكديگر نمىپرداختند . مسلمانان به شيعه و سنى تقسيم نمىشدند و ميان ايشان جاسوسان و مزدورانى يافت نمىشدند كه براى تفرقهافكنى و چند دستگى ميان آنان تلاش كنند . اگر جمل نبود ، خلافت اسلامى تبديل به سلطنتى نمىگشت كه كودكان آن را به ارث برده و بازيچه دست چاكران و زنان شود .
جنگ جمل آينه تمام نماى همه فرومايهگىها و كاستىها بود ، زيرا باعث ناتوانى و سرافكندگى مسلمانان و به بندگى گرفتن آنان و اشغال سرزمينشان شد . اين جنگ نخستين فتنهاى بود كه نيروى مسلمانان را در جنگ با يكديگر هدر داد و آنان را پس از آنكه نيرويى يكدست عليه دشمنانشان بودند به كشتن يكديگر واداشت . همچنين راه را براى آشوبها و جنگهاى داخلى بعدى كه