تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
در دل همراه تو بودم هرچند تنم نزد تو نبود ، پس مقدارى از بهره جنگى ( فىء ) را نصيبم ساز . امام هم همگى پانصد درهم خود را به او پرداخت . « 1 » امام ( ع ) عايشه را به خانه‌اى خودش كه خداوند دستور داده بود در آن آرام گيرد ، بازگرداند و محمد بن ابو بكر برادرش را به همراهى او فرستاد و ساز و برگ سفر او را به بهترين شكل فراهم آورد و فرمان داد كه دوازده هزار درهم به او دهند . « 2 »
هامش
( 1 ) - شرح النهج : 1 / 250 . ( 2 ) - تاريخ طبرى : 3 / 547 : از زياد ضبى آمده است كه گفت : احنف بن قيس را شنيدم كه مىگفت : على كسى را نزد عايشه فرستاد كه بگويد به حجاز برگردد . عايشه گفت : باز نمىگردم . امام پيام داد كه اگر باز نكردى ، زنانى از بكر بن وائل را با كاردهايى تيز نزد تو خواهم فرستاد كه تو را به ( به زور ) آن ببرند . گفت : عايشه نيز آن هنگام بازگشت . از اسحاق بن ابراهيم از عبد الجليل روايت شده كه امير مومنان عمار بن ياسر را نزد عايشه فرستاد كه به او بگويد : بازگرد . اما عايشه خوددارى نمود تا آن‌كه امام دو زن و زنى از ربيعه را با شترانى نزد وى فرستاد و هنگامى كه عايشه آنان را ديد ، بازگشت را پذيرفت . از محمد بن على بن نصر از عمر بن سعد روايت شده كه امير مومنان هنگامى كه عايشه از رفتن سرباز نمود ، وارد شد و گفت : اى حميرا مىروى يا سخن به چيزى خواهم گفت كه مىدانى . گفت : آرى مىروم . پس وسايل رفتنش فراهم نمود و او را به همراهى چهل زن از عبد قيس باز گرداند . . . علامه سبط ابن الجوزى در تذكره الخواص : 79 مانند اين سخن را با اندك اختلافى مىآورد و مىنويسد : على ( ع ) ابن عباس را نزد عايشه فرستاد كه به او فرمان بازگشت به مدينه را ابلاغ كند . ابن عباس بدون اجازه بر عايشه وارد شد . عايشه به او گفت : بدون اجازه بر ما وارد شدى و در سنت خطا روا داشتى . ابن عباس گفت : اگر در خانه‌اى كه رسول خدا تو را در آن ترك نمود قرار داشتى بدون اجازه بر تو وارد نمىشديم . . .