خزيمه بن ثابت انصارى ذو الشهادتين است . « 1 » سپس نوبت سوار ديگرى شد ، بر اسبى اشهب با جامهاى سفيد و عمامهاى سياه كه آن را ميان دو دست و پشت ( سرش ) آويخته بود . سيمايش شديدا گندمگون و با آرامش و وقار بود و با صداى بلند قرآن تلاوت مىكرد . پيرامونش را پيران و سالمندان و جوانان گرفته بودند كه پندارى به حساب روز بازپسين ايستادهاند و نشان سجده بر پيشانى ايشان آشكار بود . پرسيدم : اين كيست ؟ گفتند : اين عمار ياسر است همراه گروهى از مهاجرين و انصار و فرزندان ايشان . آنگاه كاروانى ديگر و ديگر گذشتند تا كاروانى در رسيد كه گروهى در آن بودند با سلاح و آهن و
هامش
( 1 ) - بدين علت ذو الشهادتين نام يافت كه پيامبر ( ص ) شهادت او را به مثابه شهادت دو مرد پذيرفت .
خزيمه بن ثابت انصارى از اوس بود . او در بدر و جنگهاى پس از آن شركت نمود و در جنگ جمل و صفين همراه على بود . پيامبر ( ص ) شهادت وى را دو شهادت دانست و نام ذو الشهادتين نام غالب او شد و سبب نامگذارى آن بود كه اعرابيى اسبى به پيامبر ( ص ) فروخت اما پشيمان شد و فروش اسب را انكار نمود و به رسول خدا گفت : شاهد تو بر فروش كجاست ؟ خزيمه شهادت داد كه اعرابى اسب خود را به پيامبر ( ص ) فروخته است . پيامبر ( ص ) به وى گفت : اى خزيمه آيا هنگام فروش حاضر بودى ؟ خزيمه گفت : خير اى رسول خدا . اما چگونه ترا به آنچه از خدا آوردى باور كنم و اينك در برابر اين اعرابى خبيث باورت نكنم ؟ پيامبر ( ص ) به او گفت : شهادت تو معادل شهادت دو مرد است .
صحيح بخارى : 3 / 1033 ح 2952 و 4 / 1795 ح 4506 ، المستدرك على الصحيحين : 2 / 21 ح 2187 ، مجمع الزوائد : 7 / 182 و 9 / 320 ، سنن بيهقى : 2 / 41 ح 2203 و 7 / 66 ح 13182 و 10 / 145 ، سنن نسائى : 7 / 301 ح 4647 ، المصنف ابن ابى شيبه : 4 / 538 ح 22933 ، معتصر المختصر : 2 / 26 ف مسند احمد : 5 / 188 ح 21683 و 21933 و 21935 ، الفردوس بمأثور الخطاب :
2 / 359 ح 3604 ، فتح البارى : 6 / 24 ح 2652 ، صفوه الصفوه : 1 / 703 ، الطبقات الكبرى :
4 / 379 ، الاصابه : 2 / 278 ح 3 .