داشت . اين دگرگونى و انقلاب ( اجتماعى ) به دنبال تامين عدالت در همه مناطق بود . خواستار مهرورزى با مستضعفان ، همگانىكردن بيتالمال و منع انحصار در منافع عمومى بود . اين دگرگونى مىخواست حكومت ، هدايتگر و راهبر باشد و مفاهيم عدالت را در عمل تطبيق دهد . و تمامى اينها جز على را نمىطلبيد . اما سرسختترين رقيبان على كه طمع خلافت داشتند - يعنى طلحه و زبير - از هيچكدام از ويژگىهايى كه اين انقلاب خواستار آن بود ، بهرهاى نبرده بودند . . . و طمع حكومت و مال و مقام داشتند . » « 1 »
شمار لشگريان
شمار لشكريان امام على به بيست هزار نفر و سپاه عايشه به سى هزار مىرسيد . مسعودى وصف زيبايى را از لشكر امام به نقل از منذر بن جارود نقل مىكند كه خلاصهاى از آن را مىآوريم :
« منذر گفت : هنگامى كه على به بصره شد ، بيرون آمدم تا وى را ببينم . بناگاه كاروانى از هزار جنگجو پيشآمد . پيشاپيش آنان سوارى بود بر اسبى اشهب ( خاكسترى ) با كلاهخود و جامهاى سفيد و شمشيرى حمايل كرده و پرچمى به دست . دستارهاى كاروانيان اغلب سفيد و زرد بود و غرق در آهن و سلاح بودند . پرسيدم : اين كيست ؟ گفتند : اين ابو ايوب انصارى صحابى پيامبر ( ص ) است و اينان انصارند . پس از وى سوارى ديگر سر رسيد در حالى كه عمامهاى زرد رنگ و جامهاى سفيد بر تن داشت و شمشير حمايل كرده و كمان بر شانه انداخته بود و پرچمى به دست داشت . او سوار بر اسبى اشقر ( بور ) بود و پيشاپيش گروهى نزديك به هزار نفر در حركت بود . پرسيدم : اين كيست ؟ گفتند :
هامش
( 1 ) - امام على صوت العداله الانسانيه : 4 / 926 .