شيخ مفيد در ارشاد ذكر مىكند كه پرچم داران سپاه شرك نه تن بودند كه همگى را على بن ابى طالب ( ع ) به هلاكت رساند و گروه قريش شكست خوردند . « 1 »
آرى ، لشكر شرك با شمشير على ( ع ) و حمزه شير خدا و رسول ، پراكنده و سرافكنده گشته و جمعشان به پريشانى گراييد و هند و ديگر زنان همراهش دستان خود را به ناله و سوگ به باد سپردند . واقدى مىگويد : خداوند در هيچ جايى مانند روز احد به يارى پيامبر ( ص ) و يارانش نشتافت . « 2 »
تيراندازان پس از مشاهده شكست مشركان ، از فرمان پيامبر ( ص ) سرپيچيدند و جاهايى را كه پيامبر ( ص ) برايشان تعيين نموده بود ، ترك گفتند چرا كه مىديدند برادران مسلمانشان در حال گردآورى غنيمتها هستند . فرمانده آنان عبد اللّه بن جبير آنان را از اين كار بازداشت و گفت : فرمان خدا و رسول را گردن نهيد . اما آنان سر باز زده و برخى از آنان گفتند : درنگ ما در اينجا براى چيست در حالى كه خداوند دشمن را به شكست كشاند و اين برادران ما هستند كه به غارت لشكر پرداختهاند . سپس براى غارت و غنيمت به پايين سرازير شدند و جز ده تن كسى همراه جبير نماند . هنگامى كه خالد بن وليد عقبه سپاه مسلمانان را خالى يافت با دويست سوار به معدود ماندگان همراه ابن جبير تاخت و همگى آنان از جمله ابن جبير را بعد از آنكه تا سر حد جان پايدارى نمود ، به قتل آورد .
جمع پراكنده مشركان دوباره به هم پيوسته و مسلمانان را كه در حال گردآورى
هامش
( 1 ) - ارشاد : 1 / 88 .
( 2 ) - المغازى : 1 / 48 و 208 چ ديگر چ آكسفورد ، شرح النهج : 14 / 239 .