تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
بازار و محل كسب درآمدى براى دستيابى به اموال بنى اميه باشد ، آنها به امويان اعلام مىنمودند كه اگر اموال فراوانى در اختيار ما قرار ندهيد ، از ياران حسين خواهيم شد ! نامه‌هاى آنان به آن حضرت وسيله‌اى از وسايل كسب درآمد بود . ( 1 ) 3 - عامهء مردم ، دلهايشان با حضرت حسين عليه السّلام بود ، اما آنان به دنبال رهبران خود بودند بدون اينكه هيچ‌گونه اراده و اختيارى براى پيروى از آنچه بدان ايمان داشتند ، دارا باشند ، آنان سربازان حكومت و وسيلهء كوبنده آن بودند . اينها بعضى از نكات مهم سخنان آن گروه بود كه دلالت بر مطالعهء دقيق آنان نسبت به مسائل جامعه‌شان دارد . ( 2 )

همراه با طرماح

« طرماح » ، در اثناى راه به امام ملحق شد و مدتى همراه آن حضرت بود ، امام روى به يارانش كرد و به آنان فرمود : « آيا در ميان شما كسى هست كه به بيراهه آشنا باشد ؟ » . « طرماح بن عدى طائى » روى به آن حضرت كرد و گفت : « من راه را مىدانم » . - « پيشاپيش ما حركت كن » . ( 3 ) طرماح ، پيشاپيش كاروان عترت پاك به راه افتاد در حالى كه غمها بر او دست يافته بودند ، وى با صدايى اندوهبار در حالى كه شعرى حماسى مىخواند ، به حدى « 1 » پرداخت :
يا ناقتى لا تذعرى من زجرى * و امضى بنا قبل طلوع الفجر
هامش
( 1 ) حدى : سرودى كه شتربانان عرب براى شتران مىخوانند تا تيز روند ( مترجم ) .