نمىبينم ، اگر جز اين افرادى كه همراه حر ، مراقب تو هستند ، كسى ديگر با تو نجنگد ، بازهم گرفتارى وجود داشت ، پس چگونه باشد در حالى كه من يك روز قبل از خارج شدنم از كوفه ، ديدم كه بيرون كوفه پر از مردان است ، من دربارهء آنان پرسيدم ، گفته شد براى فرستادن به سوى حسين است ، تو را به خدا سوگند مىدهم كه حتى يك وجب به طرف آنها نروى » « 1 » .
( 1 ) ولى امام به كجا برگردد ؟ و به كجا برود ؟ در حالى كه زمين ، همه در قبضهء امويان بود ، آن حضرت چارهاى نداشت جز اينكه سفرش به عراق را ادامه دهد .
طرماح به آن حضرت پيشنهاد كرد كه همراه وى به كوه بنى طى برود و براى آن حضرت تعهد كرد كه بيست هزار نفر طائى را براى جنگ در خدمت وى آماده نمايد . اما امام به اين وعدهء كه ضمانت نشده ، پاسخ مثبت نداد . طرماح از امام اجازه خواست تا نزد خانوادهاش برود و كالاها را برساند و براى يارى آن حضرت بازگردد . امام به وى اجازه داد و او به سوى خانوادهاش رفت و چند روزى توقف كرد و سپس به سوى امام بازآمد ، ولى هنگامى كه به « عذيب هجانات » رسيد ، خبر شهادت امام را دريافت كرد و از اينكه شهادت همراه ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را از دست داده بود ، به گريه مشغول شد « 2 » .
( 2 )
همراه با عبيد اللّه بن حر
كاروان امام بر كاخ « بنى مقاتل » گذشت « 3 » ، امام در آن محل فرود آمده در
هامش
( 1 ) انساب الاشراف ، 3 / 383 .
( 2 ) طبرى ، تاريخ 5 / 406 - 407 .
( 3 ) خوارزمى در مقتلش ج 1 ، ص 228 - 229 گفته است : ملاقات امام با عبيد اللّه بن حربين ثعلبيه وزرود بوده است .