و به خود اختصاص دادن اموال عمومى و حلال دانستن حرام و حرام شمردن حلال ، پايدار است ، مورد انتقاد شديد قرار داد .
سوم اينكه : آن حضرت از ديگران بر اقدام جهت تغيير اوضاع موجود آن روزگار شايستهتر است كه اعلام خطرى براى اسلام بوده ؛ زيرا آن حضرت عليه السّلام نخستين فرد مسئول براى قبول اين امر مهم بوده است .
چهارم اينكه : حضرتش عليه السّلام بر آنها عرضه داشت كه هرگاه زمام امور را به دست گيرد ، خود را همراه آنها و خانوادهاش را با خانوادههايشان قرار خواهد داد بدون اينكه امتيازى براى وى در برابر آنها باشد .
پنجم اينكه : اگر آنان بيعت خود را شكستند و پيمانهايى را كه بسته بودند ، بر هم زنند ، از آنها امرى عجيب نيست ؛ زيرا آنان قبلا با پدر ، برادر و عموزادهاش نيز ، پيمانشكنى نمودهاند و بدين ترتيب بهرهء خود را از دست داده و خود را از سعادت ، محروم ساختهاند .
( 1 ) امام با اين خطبه ، مسائل را آشكار نمود و روزنههاى نور را براى آنها گشود و آنان را به اصلاح فراگيرى فراخواند كه در سايهء آن آسوده به سر برند .
هنگامى كه حر ، خطابهء حضرت را شنيد ، روى به آن حضرت آورد و گفت : « من تو را در مورد خودت ، به ياد خدا مىاندازم ؛ زيرا شهادت مىدهم كه اگر به جنگ اقدام كنى ، كشته خواهى شد » .
( 2 ) امام روى به او نمود و به وى فرمود : « آيا مرا با مرگ مىترسانى ؟ آيا اين براى شما مهم است كه مرا بكشيد ؟ نمىدانم چه چيزى به تو بگويم ؟ ولى به تو همان را مىگويم كه آن برادر اوسى به عموزادهاش هنگامى كه مىخواست به يارى رسول خدا برود ، كه كجا مىروى ؛ كشته مىشوى ؟ گفت :
سأمضي و ما بالموت عار على الفتى * اذا ما نوى خيرا و جاهد مسلما