تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
« بر آن دو ملعونى كه نسل ابو سفيانند ، يزيدى كه پيوسته هم‌پيمان شراب است » . « و عود و چنگ و سازها و ابن زياد ، آن ناپاك فرزند ناپاك » . ( 1 ) شترها تحت تأثير نغمه‌هاى اين شعر حزن‌آلود ، بر سرعت حركت خود افزودند ، در حالى كه چشمان ياران حضرت حسين عليه السّلام و اهل بيتش ، پر از اشك شده بود . آنها دعاى طرماح را براى نصرت و تأييد حضرت حسين ، آمين مىگفتند . ( 2 ) « دكتر يوسف خلف » اين رجز را چنين مورد تجزيه و تحليل قرار مىدهد : « رجز در اينجا - كه شايد نخستين شعر كوفى باشد كه سخن از حسين عليه السّلام در آن آشكار مىگردد - به سادگى بر ابراز عقيده ، اعتماد دارد و آن چيزى بيش از صورتى از درود بدويها و خوشامدگويى آنان به ميهمان عزيزى است كه بر آنها وارد شده و آنان براى استقبال از او خارج گشته‌اند ، رجزخوان ، ناقه‌اش را به حركت سريع وامىدارد تا به جايگاه اين ميهمان برسد و مداحى مأنوس نزد باديه‌نشينان را برايش كاملا ادا گرداند و آن شايستگيها و فضائلى را كه بدوى در مرد مىشناسد ، بر او مىپوشاند ؛ زيرا وى نزد او اصلى گرانمايه دارد ، او با شكوه و آزاده و گشاده سينه است . . . كه اين ميهمان ، شخصى عادى نيست ، بلكه نوهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و برانگيخته عنايت الهى براى آنان است به خاطر كارى كه بهترين كارهاست . آنگاه ، اين درودگويى بدوى را با دعايى فطرى و ساده ولى بيان‌كنندهء آنچه در دل براى او دارد ، يعنى محبت صادقانه و اخلاص عميق ، خاتمه مىدهد . دعا مىكند كه خداوند او را براى هميشهء روزگار نگاهدارد » « 1 » . ( 3 ) آنگاه طرماح ، به امام گفت : « به خدا ! من نگاه كه مىكنم كسى را همراه تو
هامش
( 1 ) حياة الشعر في الكوفه ، ص 373 .