تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
سويشان مكاتبه نموده ، توسط سفيرش مسلم بن عقيل ، با وى بيعت كرده بودند . . . وقت نماز فرا رسيد ، آن حضرت به مؤذن خود ، « حجاج بن مسروق » دستور داد تا براى نماز ظهر ، اذان و اقامه بگويد . پس از اينكه وى اين كار را انجام داد ، امام به حرّ فرمود : « آيا مىخواهى با يارانت نماز بخوانى ؟ » . - بله ، با شما نماز را به جاى مىآوريم . آنان به امام اقتدا نموده و نماز ظهر را به جاى آوردند ، پس از پايان نماز به چادرهايشان رفتند و وقتى كه هنگام نماز عصر فرا رسيد ، حرّ به همراه افرادش آمدند و نماز عصر را به امام اقتدا كردند . ( 1 )

خطبهء امام عليه السّلام

پس از آنكه امام نماز عصر را به پايان رساند ، با عزمى محكم در ميان آن لشكر ، خطابه‌اى شايان ايراد فرمود و پس از حمد و ثناى خداوند ، گفت : « اى مردم ! شما اگر از خداوند پروا كنيد و حق را براى اهل آن بشناسيد ، اين كار ، خداوند را بيشتر راضى مىسازد ، ما اهل بيت ، به سرپرستى اين كار ، شايسته‌تر هستيم از اين كسانى كه مدعى چيزى هستند كه از آن ايشان نيست ، آنان كه با ستم و تجاوز در ميان شما حكومت مىكنند . اگر شما ما را نمىپسنديد و حق مرا نمىدانيد و نظرتان اينك غير از آن چيزى است كه در نامه‌هايتان براى من آمده ، از نزد شما برمىگردم » . ( 2 ) امام ، با اين خطابه آنان را به طاعت خداوند و پيروى از داعيان حق و ائمهء هدايت ؛ اهل بيت عليهم السّلام فرا خواند ؛ زيرا آنها به اين كار از بنى اميه كه ظلم و ستم را در ميان آنان گسترش داده بودند ، شايسته‌تر بودند . همچنين به آنها عرضه