شوند و در عمل نيز بهترين مردان و پايدارترين آنان در راه دفاع از حق از او پيروى كردند ، در حالى كه جانهايشان سرشار از ايمان به خدا و اخلاص براى جهاد در راه او بود .
( 1 )
رؤياى امام حسين عليه السّلام
امام ، هنگام ظهر ، اندكى به خواب رفت و خوابى ديد كه او را پريشان ساخت ، آن حضرت آشفته خاطر از خواب بيدار شد ، فرزند نيكوكارش « على اكبر » به سوى او آمد و گفت : چرا شما را آشفته خاطر مىبينم ؟
- خوابى ديدم كه مرا پريشان خاطر ساخت .
- خير باشد ؟
( 2 ) پدرش ، آن خواب هولناك را برايش تعريف كرد و فرمود : « سوارى را ديدم كه در كنارم ايستاده است در حالى كه مىگويد : شما با شتاب مىرويد و مرگ شما را با شتاب به سوى بهشت مىبرد ، پس دانستم كه اين خبر مرگ ماست كه به ما رسيده است » « 1 » .
آن فرزند نيكوكار با سرعت گفت : « آيا ما بر حق نيستيم ؟ » .
- « آرى ، هستيم ، سوگند به آنكه بازگشت بندگان به سوى اوست » .
آنگاه افتخار بنى هاشم ، شگفتانگيزترين تصويرهاى ايمان و فداكارى در راه خدا را به نسلها ارائه نمود و به پدر گفت : « اى پدر ! اعتنايى به مرگ نخواهيم كرد » .
( 3 ) حضرت حسين عليه السّلام در وجود فرزندش ، بهترين ياور را براى اداى رسالت بزرگش يافت و لذا او را بر آن گفتار ، سپاس گفت و فرمود : « پسرم ! خداوند به تو
هامش
( 1 ) ذهبى ، تاريخ اسلام 5 / 13 .