و عقيدهاش ، درگذشت .
( 1 ) هنگامى كه خبر كشته شدنش به حضرت حسين رسيد ، به شدت غمگين گشت و به گريه افتاد و فرمود : « خداوندا ! براى ما و شيعيانمان نزد خودت ، جايگاهى ارزنده قرار ده و ما و آنان را در جايگاه رحمتت و در كنار هم فراهم آور كه تو بر هر چيزى توانا هستى » « 1 » .
( 2 )
همراه با ابو هره
هنگامى كه امام به « ذات عرق » رسيد ، « ابو هره » نزد وى شتافت و به آن حضرت گفت : اى فرزند رسول اللّه ! چه چيزى تو را از حرم خدا و حرم جدّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خارج ساخت ؟
امام متأثّر گشت و به او فرمود : « شگفتا ! اى ابو هره ! بنى اميّه ، اموال مرا بردند ، صبر كردم ، عرض مرا ناسزا گفتند ، صبر كردم ، خون مرا خواستند ، پس گريختم ، به خدا سوگند ! اين گروه ستمگر ، مرا خواهند كشت و خداوند ذلّتى فراگير بر آنها خواهد پوشانيد و شمشيرى برّنده به جانشان مىاندازد ، كسى را بر آنها مسلّط مىكند كه آنها را خوار سازد تا آنجا كه از قوم سبا خوارتر شوند ؛ همانها كه زنى از آنها مالكشان گشت و در اموال و خونهايشان حكومت كرد تا اينكه آنها را خوار نمود » « 2 » .
( 3 ) امام ، در حالى كه از آن مردمى كه بينشى براى نصرت حق نداشتند ، غمگين بود ، از محل دور شد ، غمگين از مردمى كه آسودگى را پذيرفتند و جهاد در راه خدا را ناپسند دانستند .
هامش
( 1 ) الفتوح 5 / 147 .
( 2 ) الدر المسلوك 1 / 110 . الفتوح 5 / 123 - 124 .