نشتافت و به كاروان آن حضرت نپيوست تا از او دفاع كند ، پس اگر حال فرزدق چنين باشد ، حال عامهء مردم و نادانان آنها چگونه خواهد بود ؟
( 1 ) به هر حال ، امام حركت خود را با عزم و پايدارى ادامه داد و گفتار فرزدق در مورد سستى مردم نسبت به آن حضرت و همراهيشان با بنى اميه ، آن حضرت را از تصميمش بازنداشت ، اگر امام ، خواستار سلطنت بود ، گفتار فرزدق ، او را از حركت به سوى عراق بازمىداشت .
( 2 )
نامهء حضرت حسين عليه السّلام به مردم كوفه
هنگامى كه امام حسين به « حاجر » در منطقهء « ذى الرمه » - يكى از منازل حج از راه باديه - رسيد نامهاى به شيعيانش از اهل كوفه نوشت تا آنها را از حركتش به سوى آنان باخبر سازد . در آن نامه ، بعد از نام خدا آمده بود :
« از حسين بن على به برادرانش از مؤمنين و مسلمين ، سلام بر شما ! من به همراه شما خدايى را كه جز او معبودى نيست سپاس مىگويم ، اما بعد : نامهء مسلم بن عقيل به من رسيد و مرا از حسن نظر و فراهم آمدن اكثريت شما براى نصرت ما و گرفتن حقمان آگاه كرد ، پس از خداوند مسئلت مىنماييم كه ما را به نيكوكارى موفق نمايد و به شما به خاطر آن ، بزرگترين پاداش را منظور فرمايد .
من روز سهشنبه ، هشتم ذيحجه ، روز ترويه ، از مكه به سوى شما حركت كردهام ، پس هرگاه فرستادهام بر شما وارد شد ، كارتان را پنهان بداريد و كوشش كنيد كه من ان شاء اللّه همين روزها بر شما وارد مىشوم ، و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته » « 1 » .
هامش
( 1 ) البداية و النهاية 8 / 168 و در فتوح 5 / 143 - 145 نامهء حضرت به صورت ديگرى مفصّل آمده است . انساب الأشراف 3 / 378 .