قصدش حق است و كردارش بر اساس تقوا ، نبايد تجاوز كند . . . » « 1 » .
( 1 ) آنگاه امام اين شعر را سرود :
لئن كانت الدنيا تعد نفيسة * فدار ثواب اللّه أعلى و انبل
و ان كانت الابدان للموت انشئت * فقتل امرئ بالسيف فى اللّه افضل
و ان كانت الارزاق شيئا مقدّرا * فقلة سعى المرء فى الرزق اجمل
و ان كانت الاموال للترك جمعها * فما بال متروك به المرء يبخل « 2 »
« اگر دنيا چيزى با ارزش شمرده شود ، سراى پاداش خداوند ، عاليتر و والاتر است » .
« اگر بدنها براى مرگ آفريده شدهاند پس كشته شدن انسان با شمشير در راه خدا برتر است » .
« اگر روزيها چيزى مقدّر باشند ، پس تلاش كمتر انسان براى روزى ، زيباتر است » .
« اگر داراييها را براى ترك كردن جمع مىكنند ، پس چرا انسان به چيزى كه ترك شدنى است ، بخل مىورزد ؟ » .
( 2 ) « فرزدق » ، بعضى از مسائل شرعى را از آن حضرت پرسيد و امام به وى پاسخ داد . پس از آن ، فرزدق بر امام سلام كرد و از آن حضرت دور شد . . .
اين ديدار ، تصويرى از سستى و خوارى مردم و انگيزه نداشتن آنان براى يارى حق را به ما نشان مىدهد ؛ زيرا فرزدق كه داراى بينشى اجتماعى و فرهنگى بود ، با وجود اينكه مىدانست امام كشته خواهد شد ، به يارى آن حضرت
هامش
( 1 ) البداية و النهاية 8 / 166 . طبرى ، تاريخ 5 / 386 . ابن اثير ، تاريخ 4 / 40 . الصواعق المحرقة ، ص 196 .
( 2 ) الفتوح لابن الأعثم 5 / 125 - 126 .