« فرزدق همام بن غالب » ، با امام روبهرو شد و بر آن حضرت سلام كرده ، او را درود گفت و به آن حضرت عرض كرد : پدر و مادرم فداى تو باد اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چه چيزى تو را از حج شتابزده ساخت ؟
- « اگر عجله نمىكردم ، گرفتار مىشدم » « 1 » .
آنگاه امام از وى پرسيد : اى ابا فراس ! از كجا مىآيى ؟ « 2 » - از كوفه .
- « خبر مردم را برايم بيان كن » .
- به فرد آگاهى دست يافتى . دلهاى مردم با شماست و شمشيرهايشان همراه بنى اميه است و قضا از آسمان نازل مىشود و خداوند هر چه خواهد مىكند . . . و پروردگار ما را در هر روز ، امرى باشد « 3 » .
( 1 ) امام ، سخن فرزدق را درست دانست و به او فرمود : « راست گفتى ، امر براى خداوند است چه قبل و چه بعد ، خداوند آنچه را خواهد مىكند و پروردگار ما را در هر روز ، امرى باشد . اگر قضاى الهى بر آنچه دوست داريم نازل شود ، خداوند را بر نعمتهايش سپاس مىگوييم و از او براى اداى شكر ، يارى مىجوييم و اگر قضاى الهى ميان خواستهمان فاصله بيندازد ، پس كسى كه
هامش
« با حضرت حسين در صفاح ، روبهرو شدم در حالى كه قباها و سپرها بر آن حضرت بود » .
اين مطلب در معجم البلدان 3 / 412 آمده است و در تذكرة الحفاظ ذهبى است كه ملاقات امام با فرزدق در « ذات عرق » بوده و در مقتل خوارزمى 1 / 223 ، ملاقات در « الشقوق » و در اللهوف ، ص 134 در « زباله » ذكر شده است و صحيح آن است كه در صفاح بوده كه فرزدق آن را به نظم آورده است .
( 1 ) البداية و النهاية 8 / 167 .
( 2 ) « فراس » ، به كسر فاء و تخفيف را .
( 3 ) وسيلة المآل ، ص 188 .