تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
( 1 ) به طور قطع ، اين نامه از مروان نيست ؛ زيرا وى به هيچ خيرى كه به امّت برگردد ، نمىانديشيد و در زندگىاش هيچ سودى به مسلمين نرسانده است ، به اين امر اضافه مىشود ، دشمنى وى نسبت به عترت پاك ، خصوصا نسبت به امام حسين عليه السّلام ؛ زيرا وى همان كسى بوده است كه به حاكم مدينه پيشنهاد كشتن آن حضرت را داد و هنگامى كه خبر كشته شدن امام به وى رسيد ، سرور و شادمانى خود را آشكار كرد ، بنابراين ، چگونه ممكن است كه به ابن زياد سفارش كند تا رعايت امام را بكند و از او محافظت نمايد ؟ ( 2 )

2 - نامهء اشدق

« عمرو بن سعيد اشدق » ، نامه‌اى به ابن زياد نوشت كه در آن ، وى را دستور مىداد شديدترين اقدامات را بر ضد امام به كار گيرد . در آن نامه آمده است : « اما بعد : حسين به سوى تو حركت كرده است و در چنين حالتىست كه تو يا آزاد مىگردى و يا اينكه برده‌اى مىشوى كه چون بردگان با تو رفتار خواهد شد » « 1 » . ( 3 )

مصادرهء اموال يزيد

امام ، هنوز مسافت زيادى از مكّه نگذشته بود كه در « تنعيم » « 2 » كاروانى بر
هامش
( 1 ) ابن عساكر ، تاريخ 14 / 212 . ( 2 ) « تنعيم » جايى است در مكه ، خارج از حرم كه ميان مكه و سرف ، به فاصله دو فرسخ از مكه واقع است و گفته‌اند كه چهار فرسخ فاصله دارد و به اين جهت تنعيم ناميده شده كه در سمت راست آن كوهى به نام نعيم و در سمت چپ آن كوهى ديگر به نام ناعم است ( معجم البلدان 2 / 49 ) .