تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
نمود و آخر ما را شهادت و رحمت عنايت كرد ، ما از خداوند مىخواهيم كه پاداش آنان را كامل گرداند و بر آنان افزونى مرحمت سازد و ما را جانشينانى نيكو قرار دهد كه رحيم و مهربان است ، خداوند ما را بس است او بهترين وكيل مىباشد « 1 » » . ( 1 ) اين خطابه ، برجسته‌ترين خطابهء روايت شده در اسلام است كه از متممهاى نهضت جاويد حسين است ؛ زيرا نوهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جبروت آن ستمگر را با آن ، درهم كوبيد و ننگ و شكست را بر او وارد ساخت و به او فهماند كه داعيان حق در برابر پيشواى سركشان و ظالمان ، سر خم نخواهند كرد . ( 2 ) « امام كاشف الغطاء رحمه اللّه مىگويد : « آيا قلم‌موى بزرگترين نقّاش و هنرمندترين هنرمند مىتواند حالت يزيد و خود بزرگ‌بينى ، غرور ، شادمانى و سرمستى او را از فراهم شدن كارها و دست يافتن بر ملك و لذت پيروزى و ظفر و كينه‌جويى و انتقام او را به صورتى بهتر از اين ، تصوير و ارائهء نقش ، مجسّم سازد . و آيا كسى را اين قدرت و امكان وجود دارد كه دشمن خود را با حجت و بيان و توبيخ و سرزنش دور كند و برسد به آنچه آن حضرت - سلام اللّه عليها - با آن كلمات به آن رسيد ، در حالى كه وى در آن وضعى بود كه دانسته‌اى ، سپس به اين نيز قناعت نورزيد بلكه خواست براى وى و حاضران نزد او ، خوارى باطل و عزت حق و بىاعتنايى و عدم توجه به قدرت ، تسلط ، هيبت و هراس را نشان دهد ، مىخواست او را با حقارت ارزش و فرومايگى مقدار و زشتى كردار و پستى
هامش
( 1 ) اعلام النساء 2 / 95 - 97 . بلاغات النساء ، ص 21 . خوارزمى ، مقتل 2 / 64 . السيدة زينب و اخبار الزينبيات ، ص 86 . الحدائق الوردية 1 / 125 - 126 . اللهوف ، ص 217 - 218 .