( 1 ) اوّل : اين خطابه ، غرور و ستمگرى آن ستمگر را نشان داد ، زيرا وى گمان كرده بود با داشتن نيروهاى نظامى كه صحراها و سرزمينها را پر كرده ، به پيروزى رسيده ولى آن پيروزى ، موقتى بوده است . او از بىعقلىاش گمان كرد كه پيروزى به دست آمده ، به خاطر كرامتش نزد خداوند و خوارى اهل بيت است ، اما نمىداند خداوند به كافران در اين دنيا نعمتهايى را مىدهد تا گناهانشان بيشتر گردد و در آخرت ، عذاب دردناكى داشته باشند .
( 2 ) دوّم : اين سخنرانى ، يزيد را به خاطر اسير كردن بزرگ بانوان اهل بيت ، به شدت محكوم نمود ؛ زيرا وى ، خويشاوندى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در مورد آنها مراعات ننمود ، در حالى كه آن حضرت در روز فتح مكّه ، بر پدران يزيد منّت نهاد و در نتيجه پدر و جدش را آزاد نمود ، او ، اين نيكوكارى پيامبر را سپاس نگفت و با بدترين صورت ، آن را پاداش داد .
( 3 ) سوّم : آنچه را آن ستمگر مرتكب شده بود يعنى ريختن خون عترت پاك ، به انگيزهء سرشت و خوى موروثىاش بود ؛ زيرا جدّهاش « هند » بود كه جگر حضرت حمزه سيد الشهداء را جويد و جد او ، « ابو سفيان » ، دشمن اول اسلام بود ، پدرش معاويه ، خون مسلمين را ريخت و همهء حرمتهاى خدا را مورد هتاكى قرار داد ، بنابراين ، ارتكاب جنايات ، از جمله سرشتها و خويهاى اوست كه بر آنها سرشته شده بود .
( 4 ) چهارم : حضرت زينب عليها السّلام در مورد آن شعرى كه بدان تمثل جست و حضور پيران امويش را آرزو كرد تا ببينند كه چگونه وى انتقامشان را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با نابودى فرزندانش گرفته است ، بر او اعتراض كرد و يزيد ، به آن جايى وارد مىشود كه آنان به آن وارد شدند و جاويد ماندن در آتش جهنم را به دست آوردند .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 458
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٥٨