( 1 ) پنجم : آن طاغوت ، با ريختن خون عترت پاك ، جز خون خود را نريخته و جز پوست خود را نبريده بود ؛ زيرا آن جانهاى پاك ، زنده و جاويدند و كرامت را به دست آورده و به قلّهء شرف رسيدهاند ، اين يزيد است كه رسوايى و زيانكارى را نصيب خود ساخته است .
( 2 ) ششم : آن حضرت ، به كسانى كه آن ستمگر را در تسلّط بر گردن مسلمين قدرت دادهاند ، اشاره كرد كه آنان مسئول جناياتى هستند كه وى مرتكب شده بود ، مقصود آن حضرت عليها السّلام معناى دورترى دارد كه هر تأملكننده در اين مورد ، آن را درمىيابد .
( 3 ) هفتم : آن حضرت ، بلندى جايگاه خود را نشان داد و با كلام امير و حاكم ، با وى سخن گفت ، او را ناچيز شمرد و ارزش او را كوچك دانست ، بزرگمنشانه از گفتگو با وى ، خوددارى نمود و خود را بالاتر از آن يافت كه او را مخاطب قرار دهد و اعتنايى به قدرتش ننمود . . . آن بانوى بزرگوار با آن ضعف و دردش كه از مصيبتها به وى رسيده بود ، قدرتش از وى بيشتر و شجاعتش از او شديدتر بود .
( 4 ) هشتم : آن حضرت ، بيان كرد كه هر چند يزيد بكوشد تا ياد اهل بيت عليهم السّلام را محو كند ، به اين كار موفق نمىشود ؛ زيرا آنان در دلهاى مسلمانان و احساسات آنان جاى دارند و بر حق هستند و حق ، ناگزير ، پيروز مىشود ، در عمل نيز حضرت حسين عليه السّلام پيروز گشت و فاجعهء آن حضرت ، به شكوهى مبدل شد كه هيچ انسانى بدان دست نمىيابد . پس كدام پيروزى به ماندن شايسته و به جاودانگى بايستهتر از پيروزيى است كه امام به دست آورد ؟ .
اين ، اندكى از موارد بسيارى است كه در اين خطابه بيان شد ؛ خطابهاى كه نشانى از نشانهاى بلاغت و فصاحت و معجزهاى از معجزات بيان و يكى از ضربههاى مهلكى است كه بر حكومت بنى اميه وارد شد .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٥٩