تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
( 1 ) همين تو را كافى است كه خداوند حاكم ، محمد صلّى اللّه عليه و آله دشمن و جبريل پشتيبان ( او ) باشد . به زودى آن كس كه تو را به اين فكر انداخت و بر گردن مسلمانان مسلط ساخت ، خواهد فهميد كه براى ظالمين عوض ناگوارى خواهد بود و ( خواهد فهميد ) كه كداميك جايگاهش بدتر و سپاهش ضعيف‌تر است . ( 2 ) اگر چه مشكلات و مصايب ، كار را به اينجا كشانده كه من با تو گفتگو نمايم ، ولى ( بدان كه ) من تو را بسيار كم‌ارزش و سرزنشت را كارى بزرگ و توبيخت را بسيار مىدانم . ( 3 ) اما ( چه كنم كه ) چشمها گريانند و سينه‌ها پرسوز ، عجيب است و بسيار عجيب ! كه پاكان حزب خدا به دست بردگان آزادشدهء حزب شيطان كشته شوند كه اين دستها خون ما را مىريزند و اين دهانها گوشتهايمان را مىجوند ، آن بدنهاى پاك را گرگها مىدرند و كفتارها بر روى خاك مىكشند ، اگر ما را غنيمتى دانسته‌اى ، به زودى ما را طلبكار خواهى يافت آنگاه كه جز آنچه را كه دستانت پيش فرستاده باشند نخواهى ديد كه پروردگار تو بر بندگان ، ستمكار نباشد ، به سوى خداوند شكايت مىبريم و بر او متكى هستيم . ( 4 ) پس حيله‌ات را بكارگير و تلاشت را به كار بر و كوشش خويش را انجام ده كه به خدا سوگند ! ياد ما را محو نخواهى كرد و وحى ما را نخواهى ميراند و ننگ اين كار هيچ‌گاه از تو كم نخواهد گشت . آيا انديشهء تو جز دورى از خرد و روزگارت جز چند صباحى است ؟ جمع تو چيزى جز پراكندگى نيست ، آن روز كه منادى ندا دهد : لعنت خداوند بر ستمكاران باد . ( 5 ) سپاس خداى پروردگار جهانيان را كه اوّل ما را به سعادت و مغفرت ختم