تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
خويشاوندى چه مىكند ؟ ! او دوست داشت همراه وى كشته شود » ؟ « 1 » ( 1 ) اگر اين اقدام حضرت زينب عليها السّلام نمىبود ، اين باقيمانده از نسل حضرت حسين عليه السّلام كه سرچشمهء خير و فضيلت در زمين است ، از دست مىرفت . ( 2 ) « جاحظ » روايت كرده است كه فرزند مرجانه در مورد على بن الحسين عليه السّلام به يارانش گفته بود : « بگذاريد او را بكشم كه وى باقيماندهء اين نسل است ( يعنى نسل حضرت حسين عليه السّلام ) تا اين ريشه را بركنم و با او اين بيمارى را بميرانم و اين سرچشمه را به آن قطع كنم » « 2 » . ولى آنان به وى گفتند تعرّضى به وى ننمايد و معتقد بودند كه بيماريهايى كه وى به آنها گرفتار است ، او را از پاى در خواهد آورد ، اما خداوند به صورتى شگفت ، او را از آنان نجات داد . ( 3 )

قيام ابن عفيف

توده‌هاى مردم كوفه ، تحت فشار هول‌انگيز رعب و خشونت ، تخدير شدند تا آنجا كه اوضاع عمومى ، به كلى دگرگون گشت و ديگر كوفه ، همچون گذشته ، صحنهء جريانات سياسى و مركزى ، براى جبههء مخالف نبود ؛ زيرا چادر خوارى و ذلت بر سر كشيد و طاعون ترس ، در شريانهايش جارى گشت . چه كسى مىتوانست سخنى بر زبان آورد ، در حالى كه فضا آكنده از ترس و وحشت بود ، سر پيشواى امّت و رهبر بزرگش ، بالاى نيزه‌ها قرار داشت و بانوان بزرگ رسالت ، اسيرانى در آن سرزمين بودند ، ديگر كسى را ياراى آن نبود كه
هامش
( 1 ) ابن الاثير ، تاريخ 4 / 82 . ( 2 ) جاحظ ، رسائل .