تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
شما را رسوا كرد و به قتل رسانيد و سخنتان را باطل نمود ! ! . ( 1 ) نوهء رسول صلّى اللّه عليه و آله با شجاعت ، آن فرومايهء پليد را حقير شمرد ، بر او فرياد كشيد : « سپاس خداى را كه به خاطر پيامبرش ما را كرامت بخشيد و از پليدى پاك گردانيد ، اين فاسق است كه رسوا مىشود و اين فاجر است كه دروغ مىگويد و او كسى غير از ماست ، اى فرزند مرجانه ! » « 1 » . ( 2 ) اين گفتار شديد را در حالى بر زبان آورد كه وى و بانوان از آل محمد صلّى اللّه عليه و آله در بند اسارت بودند و نيزه‌هاى فاتحان ، بالاى سر آنان افراشته و شمشير شماتت كنندگان روبه‌رويشان كشيده شده بود . . . وى ، آن ستمگر را از تخت حكومتش به گور فرود آورد و خودبزرگ‌بينىاش را درهم كوبيده ، او را در برابر خادمان و پيروانش معرفى نمود كه رسوا شده و شكست خورده ، اوست . . . فرزند مرجانه در حالى كه با فرومايه‌ترين و زشت‌ترين چيزها خود را تشفى مىداد ، گفت : « كار خدا را با برادرت چگونه ديدى ؟ ! » . ( 3 ) بانوى بزرگ بنى هاشم با شجاعت و پايدارى و با كلمات ظفر و پيروزى براى خود و خاندان خويش ، به وى پاسخ داد و گفت : « جز نيكى نديده‌ام ، اينان قومى هستند كه خداوند ، كشته شدن را برايشان مقدّر فرمود و آنان به سوى آرامگاههاى خويش شتافتند ، خداوند تو را با آنان روبه‌رو خواهد ساخت و تو مورد بازخواست و محاكمه واقع خواهى شد ، پس در آن روز بنگر كه پيروزى از آن چه كسى است ، مادرت به عزايت بنشيند اى فرزند مرجانه ! » . ( 4 ) آن فرومايه ، در برابر آن تحقير دردناك و سخنان كوبنده ، نتوانست خوددارى نمايد و به شدت دچار خشم و عصبانيت شده تصميم گرفت او را به
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 457 .