تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
تيرى با سه پيكان بر آن حضرت زد و بر قلب مباركش اصابت كرد ؛ قلبى كه مهربانى و دلسوزى براى همهء مردم را دارا بود ، آنگاه حضرت به نزديك شدن اجل حتمى ، يقين كرد و به سوى آسمان نظر افكند در حالى كه مىگفت : بسم اللّه و باللّه و على ملّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . . . پروردگارا ! تو مىدانى كه آنان فردى را مىكشند كه بر روى زمين فرزند دختر پيامبرى غير از من نباشد » . ( 1 ) آنگاه ، تير را از پشت خود خارج ساخت و خون همچون ريزش ناودان سرازير گشت ، آن حضرت ، دست خود را جلو آن گرفت و هرگاه پر مىشد به سوى آسمان پرتاب مىكرد و مىگفت : « حضور در ديدگاه خداوند ، آنچه بر من وارد گشته را آسان مىكند » . امام ، از خون خود مقدارى برداشت و چهره و محاسن خود را با آن آغشته ساخت با هيبتى چون هيبت پيامبران ، آنگاه چنين فرمود : « اين چنين خواهم بود تا خداوند و جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ملاقات كنم در حالى كه به خون خود آغشته باشم . . . » « 1 » . ( 2 ) 4 - « حصين بن نمير » تيرى به سوى آن حضرت انداخت كه به دهان مباركش اصابت كرد ، خون جارى گشت و آن حضرت ، خون را با دست خود مىگرفت و به سوى آسمان پرتاب مىكرد ، در حالى كه بر آن جنايتكاران مجرم ، چنين نفرين مىكرد : « خداوندا ! آنان را به شمار آور و با قدرت ، هلاك كن و بر روى زمين ، كسى از آنان را باقى مگذار « 2 » » . تيرها بر آن حضرت ، پىدرپى مىرسيدند تا آنجا كه بدن شريف
هامش
( 1 ) خوارزمى ، مقتل 2 / 34 . ( 2 ) انساب الاشراف 3 / 407 .